کلیک کنیدf
 
>> تـــــوجه <<
برای ورود به صفحات اصلی روی عکس کلیک کنیذ
 
 

صفحه اصلی

 

           به نام بی نام او

 

            محبوبه الهی

 

          ویژه نامه سراب ،ضمیمه رایگان روزنامه جام جم،در روز سه شنبه   مورخ 2/5/88 به دستم رسید.

          با دیدن جمله روی جلدتحت عنوان :

         نگاهی نقادانه به عرفان سرخپوستی،شیطان پرستی،……عرفان حلقه،…..ومدعیان مهدویت

        به عنوان یک پژوهشگر و نیز بعنوان کسی که چندین سال ، ازآموزه های بکر و ناب "عرفان حلقه" بهره مند شده و شخصا افتخارشاگردی بنیانگذاراین مکتب "جناب آقای محمدعلی طاهری"را داشته ام ، بسیار متعجّب و متاسّف شدم، چرا که حتی عنوان کردننام "عرفان حلقه" همراه با نام مدّعیان دروغین مهدّویت ،فرقه های شیطان پرستی و ... در یک ردیف می توانست معنادارباشد.

         در داخل ویژه نامه نیز،فضای ورود به مقاله ی عرفان دردست ارباب حلقه ها که با اصطلاح به نقد و بررسی "عرفان حلقه" اختصاص داده شده ، و با شمایل یک سیاهپوش نقابدار شمشیر به دست مزّین گشته بود، تعجّب و تاسّف مرا دو چندان ساخته و انتظارم را برای مشاهده نقدی تحقیقی،پژوهشی،مستند وجامع به یأس مبدّل   کرد؛

         با این وجود ،هنوز امیدوار بودم که حتی اگر پژوهش و جامعیّتی در کار نیست، سندیّتی وجود داشته باشد و حداقل جانب انصاف درارائه مطالب هر چند ناقص، رعایت شده باشد،که متأسفانه این هم مشاهده نشد.

         علاوه برآن مقالهای که به طور خاص به "عرفان حلقه" اختصاص یافته و درنگاهی خوشبینانه مؤید ناآگاهی، و درنگاهی بدبینانه مؤید مغرض بودن نویسندگان آن بود، به صورت جسته و گریخته در گوشه و کنار صفحات دیگر و درلابه لای گزارشات ونقطه نظرات به اصطلاح کارشناسانه ،به هر بهانه ای بازهم گریزهایی به "عرفان حلقه" زده شده بود، از نسبت دادن قطعی آن به جریانهای صهیونیستی تامرتبط دانستن آموزه های آن با عرفان سرخپوستی، هیپتونیزم و... که در مجموع جز ملقمه ای از برداشتهای ناقص، مغرضانه و کذب ،مبتنی برنوعی یکسونگری جهت دار و معنا دار درباره "عرفان حلقه" که بابرخی مطالب راست و دروغ درباره سایر جریانات انحرافی مثل شیطان پرستی، کلاهبرداری با پوشش عرفان یا برخی ادعاهای افراد اسکیزوفرن و مدعیان دروغین مهدویت و یا......همراه شده بود، چیزی درآنها نیافتم و نهایتاً به این نتیجه رسیدم که از ارائه این مطا لب مقصود خاصی دنبال می شود که به هیچ وجه صادقانه نیست.... مقصودی شوم و مغرضانه!!!

         چرا که پس ازسالها سرگردانی دریافتن پاسخ سؤالات بسیارم در ارتباط با هستی و با وجود تحقیق و مطالعه در زمینه های گوناگون، از جمله شاخه های عرفانی مختلف سرانجام پاسخ سؤالاتم را در آموزه های عملی عرفان حلقه یافته بودم ؛ و در این مکتب بود که نه به صورت تئوری ،بلکه به صورت عملی ،به تجاربی کاملاً فردی ،از درک معنای "رحمانیّت عام خداوند" ،مفهوم "انّالله وانّاالیه راجعون"، "بسم الله الرحمن الرحیم"، "لاالااله الله"، درک "وحدت وجود"، درک "یکپارچگی جهان هستی"، درک "حس حضور" و ... دست یافته بودم؛ واژه ها و عباراتی که خیلی می شنویم، ولی خیلی کم از آنها می فهمیم و بارها ازخود پرسیدم آیا براستی اگرکسی خود به حقیقت این مفاهیم دست نیافته باشد چگونه می تواندشرایط درک عملی آنهارابرای دیگران فراهم آورد؟

          و حالا از شما می پرسم ، اگر کسانی خود، درکی ازمفاهیم عمیق معنوی داشته باشند، چگونه می توانند کسی را که پس از طی سیری معنوی،به درک حقایقی ارزشمند دست یافته زیرسؤال ببرند؟!...آنهم به شکلی چنین ناجوانمردانه؟!!! و اگر چنین درکی را نداشته باشند چه کسی به آنها حقّ چنین قضاوتی را داده است؟!!!!

          و اینکه چه کسی می تواند این حق راازانسان ،انسانی که خداوند او را آزاد آفرید تا بیندیشد، بگیردتانتواند معنویات را آنطورکه میخواهد تجربه کند؟!

         که خداوند متعال میفرماید:

                          کُلُّ نَفسٍ بِما کَسَبَت رَهیَنه

         هر نفسی در گروه آن چیزی است که کسب میکند       (مدثر-آیه 38)

 

        و چگونه می شودکه پیشوند " نوپدید "برای جریانهای فکری ،تبدیل به اتهام می شود ؟ براستی اگر بشر از ابتدا ازپدیده ی "نوپدیدگی" و "نوگرائی "محروم می شد، چگونه برداشتن گامی به جلو برایش میّسر می بود؟ و آیا با غیرممکن شدن قدمی به جلو کلمه تحوّل، پیشرفت ، تعالی ،کمال ،......اصلا معنی میافت؟

         و با وجود اینکه میدانیم که فرهنگ واژه های این نسل با نسل گذشته تفاوت یافته و لازم است مفاهیم معرفتی به زبان روز بیان شود ،پس چراسخن گفتن به زبان این نسل جرم محسوب میشود؟

         با نگاهی به تاریخ بشردر میابیم ،که همواره جریانهای نوپدید علمی ،فلسفی ، فرهنگی ، عرفانی... و به طور کلّی فکری ،که دریک تعریف کلّی همگی نگاهی به جلو داشته و متولّیان آن افراد صاحب بصیرتی بوده اندکه فراتر از زمانه و عصر خود و مختصات جغرافیائی و محدوده زندگی اشان می اندیشیده اند، درمعرض آسیب جدی دو گروه قرار داشته اند .

                  مغرضان آگاه     -     جاهلان ناآگاه

         که دریک نگاه گذرا، مشکلات ایجادشده در روند جریانات پیش رونده ،مؤیداین مدعاست که گروه دوم، پشتوانه کمّی یا سیاهی لشکر گروه اول و گروه اول، جهت دهندگان کیفی و تغذیه کنندگان فکری گروه دوم بوده اند،که این تغذیه فکری همواره بردواصل استواربوده :

          الف - کلی گویی و طفره رفتن ازبیان مبانی دقیق وتبیین شده که زمینه ی ورود برای هر ادعایی را ممکن ساخته ،امکان کج فهمی جاهلان رافراهم می سازد .

          ب - اختلاط حق با باطل وصدق باکذب، چراکه درفضای ترسیمی کذب ،می توان هرحقّی را ناحق جلوه داد و بالعکس.

         و حال ازشمامی پرسم، از شما که امکانات تهیه این ویژه نامه رافراهم کردیدو شما که قلم بدست گرفتید و نوشتید وشماکه خوراک فکری برای آن فراهم کردید؛

           آیا در این ماجرا گناه مغرضان آگاه بیشتراست یاجاهلان نا آگاه ؟

          خود در پیشگاه خداوند پاسخ دهید .

          و بیندیشید که بر پیشانی هیچ یک از مصلحان و پیشروان بشرّیت نقشی به الفبای مرسوم حک نشده بود ،

         و تنها کسانی آنهارامی فهمیدند ، که می فهمیدند !!!!!

         و اینکه کشف گنج هایی که قبلا کشف شده وحل مسائلی که قبلاحل شده دردی از بشر دوا نمیکند . شایدوقت آن رسیده باشدکه ما هم ببینیم، بشنویم و با بصیرت چیزی را کشف کنیم ، چیزی به نفع بشرّیت، چیزی به نفع خودمان، چیزی جدید، چیزی نوپدید و ... و اینکه پاسخی دهیم به این سوال همیشه تاریخ،از زبان قرآن کریم،آنجا که میفرماید:

                " هَل یَستَوِی الَّذینَ یَعلَموُنَ وَالَّذینَ لایَعلَموُن"

         و اینکه به جنگ اندیشه نمی توان رفت ؛چراکه انسان را می شودزندانی کرد، انسان را میتوان کشت ولی،

              اندیشه هرگز به اسارت درنمیاید و کشته نمی شود.

         و اینکه آیا بهتر نیست به جای جنگ با اندیشه ، شرایط رویارویی اندیشه ها رافراهم سازیم؟ و آیا بهتر نیست به جای گردن زدن هر تفکر نویی ، با تیغ دولبه غرض و جهل، فضائی سالم برای شنیدن ،تفکروسنجش فراهم آوریم ؟ شایدشامل بشارت خالق قراربگیریم آنجا که می فرماید:

            "فَبَشِّرعِبادِالَذینَ یَستَمِعوُنَ القُول فَیَتَبِعوُنَ اَحسَنَه"

و اگر بپذیریم که هر حقّی تقدسی دارد، آیا براستی ما اینبار تقدّس را در پای کدام باور گردن میزنیم؟ و در دنیای امروز که دنیای رویاروئی اندیشه ها ست،کدام تفکّر را میتوان زندانی کرد و کدام تفکّر را میتوان با پوشش تقدّس به مردم باوراند؟

و در فضایی که بشریّت به دنبال تفکّری ناب و اندیشه ای بکر...

و در پی درک لذت چشیدن یک ارتباط حقیقی با خالق و کشف رموز هستی ،به دنبال بخش گمشده ی خود و به دنبال راهی برای رفتن از ظاهر به باطن است،چگونه میشود با ایجاد جوّی ناسالم و نا امن،در یک بررسی شتابزده، جهت دار و مغرضانه،و به دنبال آن نتیجه گیریهایی غیر منصفانه،انتظارانتخابی صحیح را داشت؟!!!

آیا بهتر نیست به جای گردن زدن اندیشه های ناب ،از خود بپرسید که ما چه اندیشه ای برای بشریّت داریم؟ و یا اینکه ما چه فرهنگ واژه نویی را برای بیان مفاهیم نابی که در دست است،ارائه میدهیم؟

و از خود بپرسید که:

 آیا ما که داعیه روشنگری مردم را در رابطه با جریانهای عرفانی داریم، خودمان تفاوتی بین عرفان مبتنی بر قدرت نمایی و سوء استفاده ،با عرفانی سوق دهنده به سمت تعالی قائلیم ؟

        به خود آئید که باید در مقابل تاریخ و وجدان بشرّیت و خداوند پاسخگو باشید.

 

 

Buzz it!Digg it!Share in FacebookTweet it!

0
Powered by www.mahsanco.ir

مقالات استاد محمد علي طاهري

گزيده

ورود اعضا / عضویت

آمار بازدیدکنندگان

572791775
امروز
دیروز
این هفته
هفته گذشته
این ماه
ماه قبل
مجموع
2033
9085
47169
23728509
206739
352032
572791775

Server Time: 2021-09-23 03:00:20

Google Translator

معرفی سایت به دوستان


Design BY ErfaneKeihani.tk