اعلام ارتباطات درماني و مجاز    براي استاد بزرگ راه حقيقت

 استاد محمد علي طاهري عزيز دانشمند و ابر مرد حقيقت جوي زمانه  و بنیانگذار طب های مکمل فرادرمانی و سایمنتولوژی 

 از تاریخ  1390/02/14  بازداشت و تا کنون در زندان به سر می برند 

فقط با این آدرس وارد سایت شوید

آدرس اصلی 
سايت سايمنتولوژي - فرادرماني
WWW.ERFANEKEIHANI.COM

مقالات سایت

وظایف منتظران

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

به نام بي نام او

قابل توجه همراهان محترم عرفان حلقه

وظایف منتظران 

هرفرایند ویا هرجزئی ازجهان دوقطبی برطبق”اصل عدم قطعیت” میتواند یکی از دو بعد مثبت یا منفی،سازنده یا تخریبی را دارا باشد،وطبیعتا فرایند ظهور نیز ازاین امرمستثنی نبوده و این چگونگی نگاه هریک از ما به این رخداد است که میتواند باعث تقدم یکی از این دوبُعد بر دیگری شود.عدم وجود شناخت کافی نسبت به فلسفه ی غیبت، باعث غفلت و در نتیجه تقدم جنبه ی تخریبی آن بر جنبه ی سازنده اش میشود، وبه عکس درک فلسفه ی غیبت، و درپی آن تبیین ودرک شرح وظیفه منتظران باعث تقدم جنبه ی سازنده ی این واقعه بر جنبه ی تخریبی اش خواهد شد.
برای درک بهتر این مفهوم به طرح یک پرسش و سپس بررسی پاسخ آن می پردازیم.
آیا در زمان غیبت وظیفه ای بر عهده منتظران هست یا نه؟ آیا لازم است از جانب آنها در دوران غیبت کاری انجام شود یا خیر؟
عده ای پاسخشان به این سوال منفی است.آنها معتقدند منتظران فقط کافیست برای تعجیل در ظهور دعا کنند و بس……
به اصطلاح “آقا خودش میاید همه چیز را سرو سامان میدهد”.
عده ای دیگر پاسخشان به این سوال مثبت است،که خود به دو گروه تقسیم میشوند:
گروه اول : آری،لازم است کاری انجام شود.کاری در جهت تخریب؛ چون با گسترش ظلم و فساد و گناه زمینه ی ظهور بهتر فراهم میشود، وظیفه ی منتظران،باشاعه ی منفی در هستی ، و یا حداقل سکوت در برابر گسترش منفی است ،تا از این طریق زمینه ی وقوع هر چه زودتر ظهور را فراهم آورده باشند.
گروه دوم: آری،لازم است کاری در جهت سازندگی انجام شود، که در اینصورت سوال بعدی پیش میاید ،که چه نوع سازندگی لازم است ؟و اصولا چگونه سازندگی میتواند به وقوع ظهور کمک کند؟
از آنجا که ظهور واقعه ای است برای رسیدن بشر به درک کیفی جهت تشخیص مثبت از منفی و برتری تفکر واندیشه بر شمشیر،قطعا بدون ایجاد زمینه های ادراکی نتیجه ی مطلوب از این رخداد،حاصل نخواهد شد؛بنابراین لازم است منتظران این واقعه سرنوشت ساز، پیشاپیش گامهائی در جهت این ادراک بعنوان زمینه های الزامی قبل از ظهور بردارند.
امام عصر ،بعنوان “رهبریت جریان کمال جو” ، یا “رهبر پیشاهنگان راه کمال” ،که در اصطلاح به آن پیشاهنگان “منتظران ظهور” میگوئیم میاید تا هدایت نهائی را برای بشریت شکل دهد. منجی عهد آخر میاید تا نحوه ی نفوذ بشر درآگاهیها و رموز دست یافتن به حقایق را برای بشر باز کند؛پس لازم است منتظران ازقبل آموزش هائی در این زمینه دیده باشند تا بتوانند پیام ایشان را دریافت و درک کنند،و این کاری است بسیار فراتر از شعار .تنها شعار ویا حتی ابراز علاقه و اشتیاق برای ظهور ایشان کاری در ان جهت از پیش نمیبرد.ابراز اشتیاق علاقه مندان به ظهور،اگر با آمادگی کیفی و درکی همراه نباشد،مانند آن است که عده ای دانشجو ازاستادی عالیرتبه از راهی دور دعوت به عمل آورند تا دوره ی درسی پیشرفته ای ،مثلا در سطوح بالا، ارائه دهد،برای آمدن آن استاد روز شماری کنند،برنامه ای باشکوه جهت استقبال از او ترتیب دهند ……ولی پس از تشکیل کلاس درس،استاد متوجه با دانشجویانی که فاقد سواد اولیه حتی در سطوح پائین هستند روبرو شود.دانشجویانی که برای درک آن دروس پیشرفته به هیچوجه آمادگی لازم را ندارند؛در این صورت است که آن استاد عالیرتبه ترجیح میدهد کلاس درس را ترک نماید.
امام عصر حکم معلم عالیرتبه ای را دارند که در بالاترین سطح ممکن میخواهند به آموزش بشر بپردازند،بشری که به سن کهنسالی رسیده ،از علوم بر پایه عقل در بالاترین حد ممکن استفاده کرده،بُعد کمّی اش را تا حد ممکن رشد داده ،ولی هنوز پاسخ سوالات وچرائی های مربوط به بخش کیفی هستی و وجود خودش برایش مجهول است.اومی آید تا بشر را به پاسخ این چرائی ها نزدیک کند.این استاد گرانقدر لحظه ای که حضور پیدا کنند،انتظار دارند که ما از پیش زمینه هائی را آماده کرده باشیم. منتظران باید از قبل تعلیماتی دیده و به مسائلی آشنا شده باشند.پیش از زمان ظهور این پیشگامان و پیشاهنگان بایستی مقدمات رفتن به سمت کیفیت و درآوردن رموز هستی را فرا گرفته باشند، تا با رسیدن زمان ظهورهریک بتوانند درسهای دوره پایانی را بیاموزند.هرکس ادعای انتظار موعود را داشته باشد به کمترین سوالی که باید پاسخ دهد اینست که: برای ایجاد زمینه تعجیل درظهور چه کرده است؟ آیا شرط لازم برای اینکه این معلم عالیرتبه بتواند دروسی را در جهت کمال بشر ارائه نماید، این نیست که منتظران حداقل الفبای موضوع کمال را بدانند؟ هیچ فکر کرده ایم اگر ایشان بیایند وبا عده ای مردم نادان که درجهالت های نسل اندر نسلی اشان غوطه میخورند،مواجه شوند چه خواهد شد؟
قضیه ظهور یک بازی نیست .مهمترین جریان تاریخی درکل تاریخ بشریت است.ب ه وقوع پیوستن آن آبرو و حیثیت بشراست.ب ا ادعای زبانی نه کسی منتظر میشود و نه کسی موعود. 
در سیر کمالی بشراهمیت نقش موعود درعرضه کمال،صرفا ازجهت به نتیجه رساندن تمام تلاشهای کمال جویانه در کل تاریخ است.بشر برای هدایت نیازمند یک هادی کمال است و موعود این هادی کمال میباشد؛ نقش موعود صرفا از این جنبه که به عنوان ادامه جریان ولایت و به ثمر رساننده تلاشهای انبیاء و اولیاء در به کمال رساندن بشر است ،برای ما حائز اهمیت تلقی میشود…..
عشق به اولیا الله باید معنی شود.علاقه به آنها به چه منظور؟
بطور کلی توجه وعلاقه ما به پیامبران و ائمه از این جهت است که آنها کانال جاری شدن هدایت و فیض الهی هستند.”ولی الله” ترجمان کمال و هدایت بشر است .با این تعریف است که رسالت ولایت بر صورت ظاهری آن اولویت میابد.منجی موعود از آنجا که به ثمررساننده این رسالت عظیم است ،در نقطه عطف توجهات و علایق ما قرار میگیرد، نه از جنبه ظاهریش .
به چه دلیل ما مشتاق زیارت ایشانیم؟یا اگر قرار است تحولی در ما رخ ندهد دیدن ظاهرو قیافه ایشان چه معنی میدهد؟ وقتی ایشان را ببینیم ولی درکشان نکنیم ،گوئی که ندیدیمشان.
یکی ازترفند های شبکه منفی در طول تاریخ همواره این بوده که ،عشق به حقیقت را تبدیل به عشق به صورت کند. نقطه عطف توجهات ازعشق به حقیقت اولیا الله که ریشه آن درعلاقه مندی به کمال وعشق به الله است کمرنگ شده و عشق به صورت و ظاهر برآن اولویت یافته.یعنی اولیاالله که رسالتشان بردن ما از ظاهر به باطن بوده به اسم خودشان خلاف رسالتشان عمل کرده ایم؟
عدد سمبلیک 313 نفر ،که به عنوان تعداد یاران امام عصر معروف شده،نشان از حقیقتی بزرگ و تلخ دارد. با یک محاسبه سر انگشتی، نسبت این تعداد به جمعیت امروزکره زمین که حدود هفت-هشت میلیارد نفر است،بطور تقریبی رقم از هر صد میلیون نفر یک نفر را به دست میدهد.این به آن معنی است که او روزی که بیاید،تقریبااز هرصد میلیون نفر فقط یک نفر ایشان را میفهمد ، نسبت به آن بزرگوار پذیرش دارد و آماده فرا گرفتن دروسی است که از جانب ایشان ارائه خواهد داد. واین در حالیست که روزانه هزاران نفر در دنیا با اظهار علاقه و اشتیاق نسبت به آن بزرگوار، برای ظهور ایشان اظهار آمادگی میکنند.
با رجوع به تاریخ،حقیقتی بزرگ برایمان مکشوف میشود،اینکه
”صِرف وجود یک ولی الله در بین مردم،هیچگاه باعث نجات آن مردم نشده ،مگر اینکه به درک او رسیده و آمادگی پیاده کردن آموزه هایش را داشته باشند، و این درک مستلزم داشتن “مقام صدق” است.
مقام صدق مرحله ای از مراحل هدایت باطنی است که در آن فرد قادر به تصدیق هر آنچه که حق است،میشود و میتواند حق را از نا حق و سره را از ناسره تشخیص دهد.صاحب این مقام در زمره انبیا و ولی الله قرارمیگیرد.از آنجا که حق طلبی قرین مقام صدق است . درک آن بزرگوار،مانند درک هر حقیقت دیگری در هستی،مستلزم نائل شدن به مقام صدق میباشد.
محمد علی طاهری

Buzz it!Digg it!Share in FacebookTweet it!

0
Powered by www.mahsanco.ir

مقالات استاد محمد علي طاهري

گزيده

ورود اعضا / عضویت

آمار بازدیدکنندگان

559902005
امروز
دیروز
این هفته
هفته گذشته
این ماه
ماه قبل
مجموع
255
3887
17473
10894276
100056
217212
559902005

Server Time: 2017-12-19 01:38:12

Google Translator

معرفی سایت به دوستان


Design BY ErfaneKeihani.tk