شعور-ضد-شعور

بحث موسيقي

  • پرینت
امتیاز کاربران
ضعیفعالی 
به نام بي نام او
قابل توجه همراهان محترم عرقان کيهاني (حلقه)
شعور-ضد-شعور
بحث موسيقي
دوستان این جا سؤال کردند در مورد موسیقی و CD که شروع کردیم به عنوان یک مقدمه در اختیار دوستان قرار گرفته. 
 
توضیح این مسئله مشکل است و قرار است بعداً انجام بدهیم، 
فعلاً مقدمتاً در اختیار قرار گرفته است !
 
10 سال قبل به آن طرف این جزو تدریس‌ها بود، 
موسیقی گروه‌های شیطان‌پرست‌ها، جزو مسائلی بود که با دوستان‌مان کار می‌کردیم و الان دوباره شروع کردیم 
مقدمه‌ای را بر موسیقی، 
شعور در هنر،
شعور در شعر، 
شعور در موسیقی 
و به طور کلی شعور در هنر 
 
و این که بر هر کلامی، 
بر هر موسیقی، 
در هر نقاشی، 
در هر مجسمه‌ای، 
در هر چیزی که نام هنر به آن اطلاق می‌شود، 
شعوری سوار است و این شعور طبق مسایلی که خدمت‌تان توضیح می‌دهیم، مثل ماده- ضد ماده، انرژی- ضد انرژی، شعور- ضد شعور، دوباره عکسش است. 
 
عکس کلام و عکس هر چیزی ماجرایی است مثل اسب تروا 
یعنی در اصل ما با هم با معکوس کلام‌مان کار داریم، 
اصل ماجرایی که کار می‌کند معکوس کلام است نه خود کلام !
 
این جا شعوری که سوار بر کلام است 
با معکوس کردن حرف‌های من يا معکوس یک شعر اصلاً مطابقت ندارد، 
این طرفش یک چیز است آن طرفش یک ماجرای دیگری است !
 
یک مطلب دیگر هم بگویم و بماند برای بعد آن هم این است که 
ذهن ما پردازشگر قوی است 
و یکی از کارهایی که می‌کند معکوس آن مطلبي را که واردش می‌شود می‌فهمد!
 
مثلاً در موسیقی گروه‌های شیطان‌پرست‌ها 
وقتی عکسش کنیم مسائلی می‌شنویم 
مثلاً Satan Satan (شیطان شیطان) Hear me Satan- 
مسایلی از قبیل این که استعمال مواد مخدر لذت بخش است، 
راجع به خودکشی، خود زنی، ... همه این‌ها معکوسش است !
 
این که ما زبانی را بدانیم یا ندانیم روی این مسئله هیچ نقشی ندارد !
 
جایی که این می‌رود، در آن جا مشکل ذهن، مشکل زبان نیست !
مثل آن روحی که احضار می‌کنید از هر جایی احضارش می‌کنید 
یعنی کالبد ذهنی است، کالبد ذهنی مشکل زبان ندارد !
 
شما کالبد ذهنی را از هر جایی دنیا احضارش کنید 
با همان زبان خودتان با او ارتباط برقرار می‌کنید !
 
لذا این اسب تروا که وارد می‌شود، 
این کلام که وارد می‌شود 
به جایی می‌رود که در آن جا قابل فهم می‌شود، 
کشف می‌شود 
و بعد از یک مدتی جوان می‌بیند که میل به خودزنی دارد، 
میل به استعمال مواد مخدر دارد، 
میل به افسردگی دارد، 
میل به مسایل دیگر، 
میل به خودکشی دارد !
 
این خودش در دنیا از 1970 به این طرف موج جدیدی را به دنیا القاء کرد 
و همه کسانی که با موسیقی گروه‌های شیطان‌پرست‌ها سر و کار پیدا کردند، 
آماری می‌گویم مطلق نباشد، 
همه آن کسانی که سر و کار پیدا کردند 
آثار افسردگی، تمایل به استعمال مواد مخدر، خودزنی، خودکشی و ... در آن ها افزایش و گسترش پیدا کرد !
 
10 سال قبل به آن طرف، نه به این طرف، 
این ها تدریس می‌شد و روی این مسایل کار می‌کردیم 
منتها به دلایلی در این 10 سال گذشته کنار گذاشتیم به دلایلی !
 
اما الان دوباره شروع کردیم 
منتها برای این که دوستان اول با زبان فارسی یک چیزهایی را بشنوند، 
برایشان جا بیفتد تا بعداً با معکوس انگلیسی‌اش برخورد می‌کنند راحت‌تر باشد !
 
فاز اول را اجرا کردیم 
تا خود این قضیه کتاب هم دارد، کتاب هم نشده، لااقل یک جزوه هم بتوانم، 
خصوصاً اگر بتوانیم مجوزش را هم بگیریم که با مجوز خیلی بهتر است در اختیار دوستان قرار بدهم !
 
این یکی از مهمترین مسایلی است که 
باز شدن کامل آن بسیار حیرت‌انگیز است 
یعنی چی قرار است بشود؟ 
چطوری است؟ 
خودش یک موضوع بسیار بسیار جالبی است که سر فرصت راجع به آن صحبت خواهیم کرد !
 
فعلاً با مسئله برخورد کنید 
و ببینید که این ظاهر قضیه نیست که ما با آن برخورد داریم !
 
اگر به ما بگویند «بگو شیطان خوب است» آیا ما می‌گوییم؟ 
خیر اما این طرف قضیه یک شعری را می‌شنویم که مثلاً راجع به صلح است، پشتش دارد می‌گوید شیطان شیطان (Satan Satan) آن وارد می‌شود و آن در واقع کار خودش را انجام می‌دهد !
 
مثل اسب تروا می ماند که ظاهرش خیلی قشنگ است 
اما در دلش یک ماجرايی نهفته دارد !
 
چند درصد از کارهای ما تحت تأثیر مسایل جانبی مثل این موضوع است؟ 
کی می‌داند؟ هیچی نمی‌دانیم 
 
و این که وقتی ما راجع به یک میر غاصب، ضمیر غاصب، 
هر چیزی که در واقع ما را به خودمان و ضمیرمان این جوری معرفی کند 
ما با خودمان دچار تضاد می‌شویم 
یعنی ما را علیه خودمان به طغیان وا می‌دارند 
و ما خودمان نمی‌فهمیم چیه 
ولی می‌خواهیم خودمان را بگیریم خفه کنیم، 
اينها يك ماجراهاي مفصلي دارد !
 
فعلاً گام به گام حرکت کنیم. 
اگر برویم سراغ این از بحث اصلی دور می‌شویم 
ولي دوستان مي‌توانند در منزل پيگيري كنند تا بعد.
 
سؤال: 
این آهنگ‌ها را می‌توانیم بگوییم مبتذل یا چیزی که ما را از خدا دور کند؟!
 
پاسخ: 
اصلاً با این تعریف نمی‌توانیم.
چون چه موسیقی‌ای ما را از خدا دور می‌کند، 
چی نزدیک می‌کند، این تعریف را ندارد !
 
لذا فقط وقتی که تشعشعات و شعور را می‌شناسیم، 
آن وقت می‌توانیم بگوییم که چیه !
 
مثلاً گفتند موسیقی غنایی حرام است، 
شاید منظورشان، 
یعنی یک چیزی می‌دانستند که این باشد ولی به این صورت گفتند.
 
حالا ما فکر می‌کنیم هر موسیقی که یک فرم خاصی داشته باشد حرام است بقیه‌اش ... . الان ممکن است ظاهر آهنگ‌هایی مخصوصاً از گروه‌های خارجی، ظاهرشان به همچین مسئله‌ای نخورد، 
حتی ظاهرش راجع به انسان دوستی، 
نوع دوستی باشد ولی پشتش یک ماجرای دیگری دارد !
 
سؤال: 
پس موسيقي بدون کلام خطرش کمتر است؟!
 
پاسخ: 
موسیقی هم برای خودش شعور خودش را دارد، 
موسیقی هم خودش به تنهایی مسئله خودش را دارد !
 
این تعیین کننده نیست. 
اتفاقاً موسیقی غربی پلی‌فونیک است، 
بازی‌های زیادی دارد 
و اکثراً در قالب چند صدایی و آکوردهای مختلف و پلی‌فونیک است !
 
موسیقی ما منوفونیک است، 
ما با سمفونی زیاد سر و کار نداریم !
حالا این سال‌های اخیر تحت تأثیر قرار گرفته‌ایم 
و سمفونی آمده و پلی‌فونیک شده و خط و خطوطی پیدا کرده است. 
 
شعور حاکم بر آن نه بازی با نت ها، 
شعوري كه بر آن سوار مي‌شود. 
دراین زمینه یک خرده باید شناخت پیدا کنید !
 
ترم دوم، جلسه سوم، زنگ دوم
محمد علی طاهری، عرفان کیهانی
 
.....
.....
 
اسب تروا (موسیقی با برگردان منفی) بخش اول
اسیب تروا (موسیقی با برگردان منفی) کمیته آسیب شناسی موسیقی (مجموعه سوم) بخش اول برگردان اشعار ترانه های فارسی و انگلیسی موسسه فرهنگی هنری عرفان کیهانی (حلقه)
 
 
Buzz it!Digg it!Share in FacebookTweet it!

-1
Powered by www.mahsanco.ir