فقط با این آدرس وارد سایت شوید

آدرس اصلی 
سايت سايمنتولوژي - فرادرماني
WWW.ERFANEKEIHANI.COM

بحث هفته در وبــلاگ عرفان حلقه

هفته هفتم - انسان، بیماری و تحول

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

انسان، بیماری و تحول

 

 ۲۷- masi  در تاریخ ۱۷ امرداد  ماه ۱۳۸۷، ساعت ۱:۲۴ می گوید :

با سلام گلخوبی بحث هفته در اینه که اسمش بحث هفته است ولی در قید زمان نیست و هر وقت که خواستی میتونی مطلبتو ارسال کنی از اینکه یک جایی در قید زمان نیستم خوشحالمگل  
بنی آدم اعضای یکدیگرند  که در آفرینش ز یک گوهرند   چو عضوی به درد آورد روزگار   دگر عضوها را نماند قرارگلاین شعر زیبای سعدی میتونه جواب خوبی باشه برای اینکه بگه بیماری تنها حاصل گناهان شخصی ما نیست بلکه به گناه افتادن دیگران نیز ما را تحت الشعاع قرار میده همونطور که در بدن انسان وقتی قلب مرتب و منظم میزنه که بقیه اعضا در سلامت باشند وگرنه بیماری دیگر اعضا بر سلامتی قلب نیز تاثیر میگذاره حتی گاهی از کار افتادن یک عضو باعث از کار افتادن یک قلب سالم میشه با درک تن واحده اگر انسانهایی در ناهنجاریها بسر میبرند تشعشعات حاصل از رنج آنها به همه میرسه وممکنه حتی متوجه انسانی پاک و بی گناه بشه شاید به خاطر همینه که وقتی کسی با اشتیاق زایدالوصف به خدا میرسه خدا بهش میگه آفرین ولی برگرد برو با بقیه بیا این زنهاریست که ما انسانها در هم تنیده ایم وباید در هر زمان و مکان یاری دهنده هم باشیم همونه که وقتی به کسی خوبی کردی میگن انگار به خودت خوبی کردی .گل

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 ۲۶- بیتا  در تاریخ ۹ امرداد  ماه ۱۳۸۷، ساعت ۸:۲۴ می گوید :

با سلام
تعریف دوست مان آقای حسن از بیماری به نظر جامع تر می آید.
در کتاب انسان از منظری دیگر تعریف بیماری چنین آمده:
مطابق نظریه ی فراکل نگری،تعریف بیماری عبارت است از:وجود هر گونه اختلال،انسداد،صدمه و عدم تعادل در هر یک از بی نهایت اجزای تشکیل دهنده ی وجود انسان.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 ۲۵- تقی فدایی حقی  در تاریخ ۹ امرداد  ماه ۱۳۸۷، ساعت ۱:۰۴ می گوید :

دوست عزیز جناب حسن آقا
فرمایش جنابعالی کاملا صحیح می باشد .این تعاریف در حیطه پزشکی وروانشناسی می باشند که فقط با جسم انسان (پزشکی) و روان انسان (روانشناسی )سرو کار دارند وبا ابعاد متعالی انسان آشنایی ندارند وبحث دراین موارد ویا در مورد روح انسان  واثار وتجلیات آن را یا غیر علمی وخرافی می دانند ویا به فراروانشناسی موکول می کنند. این تعاریف در وهله اول نیازمند تعریف انسان سالم ویا متعالی می باشد ودر صورت انحراف از این تعریف ها باید مارک بیماری به فرد زده شود .از انجا که روانشناسی به همه جنبه های انسان احاطه ندارد در نتیجه تعاریفی که ارائه می کند نیز ناقص خواهند بود . خوشبختانه دانشمندان وروانشناسانی وجود دارند که به این جنبه های انسان دتوجه نموده اند از جمله "ویکتور فرانکل " و"مازلو " ..در تعریف مازلو از انسان متعالی یکی از خصوصیاتی که ذکر شده داشتن تجربه های عرفانی یا اوج می باشد (peak experiences) طبق تعریف مازلو تجربه اوج شامل این حالت است:احساس جذبه وشگفتی وبهت وفقدان قرارداشتن در زمان ومکان همراه با اطمینان از اینکه چیز بسیار مهم وبا ارزشی اتفاق افتاده است بطوریکه فرد دگرگون ونیرومند

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۲۴- حسن  در تاریخ ۸ امرداد  ماه ۱۳۸۷، ساعت ۱۴:۰۴ می گوید :

سلام دوستان
اگر بیماری  انحراف مشخص از حالت طبیعی وسلامتی حالت رفاه کامل جسمانی روانی واجتماعی تعریف شود .
بنظر من هنوز تعریف مشخصی ندارد.چرا که  سلامتی و  انحراف از سلامتی (بیماری )تعریفی شناور دارد .
بنابر این اگر انسان کامل تعریف داشته باشد انوقت سلامتی و انحراف از ان نیز تعریف خواهد شد پس می توان حرکت بسوی انسان کامل شدن راهمان حرکت بسوی سلامتی تعریف  کرد.و بیماری را نشانه انحراف بعضی از اجزاء کل از مسیر کل دانست .
جز یا توسط خودش ویا توسط جزء دیگر می تواند منحرف شود .ضمنا" تشخیص انحراف از دید کدام ناظر هم خودش جای بررسی خواهد داشت .

با سپاس

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۲۳- محمد کاریزنوی  در تاریخ ۸ امرداد  ماه ۱۳۸۷، ساعت ۱۱:۵۵ می گوید :

باسلام خدمت دوستان خصوصآ دوستانی که باراهنمائیهای خود باعث رشد اندیشه ها میشوند
نتیجه گیری ازموضوع بحث وانچه تا با بحال اموخته ام این است که بیماری ازچند طریق میتواند موجب تحول درانسان گردد

  بیماری کفاره گناهان ما باشد
  بیماری ازمایش الهی باشد { حضرت ایوب }
  بیماری مصلحت الهی باشد {حضرت سجاد}
البته ممکن است موارد دیگری باشد که به ذهن بنده نرسیده باشد
باتشکر ودرخواست دعای خیر از شما دوستان

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۲۲- تقی فدایی حقی در تاریخ ۸ امرداد  ماه ۱۳۸۷، ساعت ۰:۴۸ می گوید :

دوست عزیز وسرور گرامی ق-ص
شرح حال جنابعالی بسی مایه امیدواری برای افراد دردمند وبیمار ومایه دلگرمی برای درمانگران وسایر افراد می باشد .متن ها وجملاتی که ما می نویسییم در اثر مطالعه وتحقیق است ولی حرف های شما که سبب تصلی خاطر افراد می شود از ته دل می باشد وحرفی که از دل براید بر دل نشیند . به امید پیروزی وتوفیق روزافزون برای یکایک افراد وبه امید همه گیر شدن وپیشرفت هر چه بیشتر عرفان کیهانی  

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۲۱- ق-ص  در تاریخ ۵ امرداد  ماه ۱۳۸۷، ساعت ۱۷:۳۰ می گوید :

سلام
دوست خوب,فدائی حقی
واقعا ممنون که اینهمه اطلاعات در اختیارمون میگذارید.
در مورد قسمت دوم(جمله ای از کشف الاسرار):
عذاب نتیجه ناآگاهیست پس باز هم ریشه یا سبب, گناه است.این ناآگاهی یا گناه اساسی انسان,کدام است؟ناآگاهی از خود.بی خبری از سوز دل.کار اولیا ,جلب توجه همنوع,به این مسئله مهم بوده است.آنهابا اینکار به شفای همنوع میشتابند.معجزاتشان,نجات نیست بلکه نجات,در دل تعالیمشان نهفته است که:به خود آی...که:اقرا باسم ربک الذی خلق..که:تو یکی, تو نیستی ای خوش رفیق,,بلکه گردونی و دریای عمیق..
بیا و بشنو از نی ....با آگاهی به این مطلب که از اصل دوریم و فغان دل,بخاطر این دوریست,سنگ اول را درست چییده ایم.(اساسا بیمار نیستیم)حال برای اینکه ساختمانی محکم و زیبا بنا کنیم(سالم بمانیم),باید در پناه اصل,بمانیم چون از حیله ها  در امان نیستیم. (در معرض بیماری قرار داریم)
دست ما, چون پای ما را میخورد,,,بی امان تو,کسی ,چون جان برد؟؟
ور برد جان زین خطرهای عظیم,,,برده باشد مایه’ ادبارو بیم.
زآنکه جان,چون واصل جانان نبود,,,تا ابد با خویش,کور است و کبود.   مولانا.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 ۲۰- تقی فدایی حقی  در تاریخ ۴ امرداد  ماه ۱۳۸۷، ساعت ۲:۲۰ می گوید :

انسان بیماری تحول
با سلام خدمت دوستان و یاران عزیز حلقه
در مورد بحث  انسان بیماری و تحول واین مسئله که بیماری در اثر گناهان ما  ایجاد می شوند  موارد زیر خدمت  دوستان ارائه می شود ولی اینجانب از انطباق بیشتر این مطالب با عرفان حلقه تردید دارم و منتظر نظرات دوستان عزیز و مدیریت محترم وبلاگ می باشم .
1)تعریف بیماری :وضیعتی که مشخصه آن  انحراف مشخص از حالت طبیعی است . وتعریف سازمان بهداشت جهانی در مورد سلامتی عبارت است از حالت رفاه کامل جسمانی روانی واجتماعی است وصرفا عدم بیماری یا ضعف نیست .
از طرف دیگر اگر ما تعریف گناه را انحراف از حالت طبیعی ومتعالی و ایده ال انسانی در نظر بگیریم  متوجه قرابت این دو (گناه وبیماری )می شویم با این موضوع بنظر می رسد که مفهوم بیماری در داخل گناه مستتر است . وفردی که از سلامت کامل روحی وروانی واجتماعی برخوردار است کمتر باعث آزار و اذیت دیگران وارتکاب گناه می شود .شاهد این مدعا آمار بیشتر ارتکاب جرم وجنایت در بین بیماران روحی و روانی .. می باشد. موضوع دیگر این است که ما با ذهن شرطی شده خویش فقط افرادی را بیمار در نظر می گیریم که دچار بیماری ومعلولیت واضح جسمی ویا روانی باشند در صورتیکه طبق تعاریف فوق می توانیم افرادی را که مثلا مناسبات اجتماعی خوبی ندارند ویا مثلا افرادی که به زیر دستان خود ظلم وستم می کنند ویا مال حرام می خورند بیمار قلمداد نماییم . با این توضیح بیماری و گناه دوچیز مجزا از هم نیستند. از دید روانی نیز طبق تعریف سلامتی افرادی راکه دچار حسادت، کینه توزی  ،انتقام جویی، عدم خیر خواهی و... هستند می توانیم غیر سالم یا بیمار در نظر بگیریم . طبق آموزه های عرفان کیهانی  این صفت ها سبب قرار گرفتن در فاز منفی شده وبر اساس دادگاه ویژه سبب ایجاد بیماری می شوند. اگر صفات منفی فوق را گناه در نظر بگیریم (که سبب ضرر واسیب به همنوع وجامعه  وخود فرد  می شوند) براحتی اثبات می شود که چگونه گناه سبب بیماری می شود.  
2)جمله ای هست درکشف الاسرار به این مضمون :گنهکار را گناه از عذاب رسید نه عذاب از گناه ...یعنی آنطور تیست که ما مرتکب گناه شویم ومتعاقب آن عذاب یا بیماری برایمان صادر شود بلکه خود انجام دادن گناه نوعی عذاب وبدبختی  می باشد .شاید بتوانیم چنین نتیجه بگیریم که این دو (گناه وعذاب یا بیماری )یک پدیده می باشند و ذهن ماست که ایندو را مجزا می کند
3)به نظر می رسد درد(درد فیزیکی یا آشفتگی روانی) یکی از مهمترین نعمت ها ی الهی وضامن بقای انسان  می باشد چراکه درد نشانه ای از بیماری بدن می باشد واگر دردی وجود نداشت هیچ کس متوجه بیماری نمی شد  ویا در صورت متوجه بیماری شدن در امر درمان تعجیل نمی کرد ودر صدد رفع بیماری بر  نمی آمد  .
شاهد این مدعا بیماریهایی مثل دیابت (مراحل خیلی پیشرفته ) وجذام می باشد که بدلیل از دست دادن حس درد متوجه آسیب به اعضای خود نمی شوند چه بسا پای بیماری مبتلا به جذام در اثر تماس با حرارت سوخته و وی متوجه نشده است. ویا در سکته قلبی اگر درد نباشد بیمار ویا پزشکان متوجه بیماری وی نمی شوند و درمانی انجام نگرفته وبیمار از دست می رود (در بیماران دیابتی دیده می شود)
بیماری نیز چنین است شاید در ظاهر آزار دهنده وحالت ناخوشایندی باشد ولی در واقع سبب تحول وتغییر بیماری نیز چنین است شاید در ظاهر آزار دهنده وحالت ناخوشایندی باشد ولی در واقع سبب تحول وتغییر انسان شده واو را به خالق هستی نزدیک می کند به دلایل زیاد از جمله اینکه فرد بیمار فرصت بیشتری می یابد تا فارغ از امور روزمره به بررسی وتجزیه وتحلیل عملکرد خویش بپردازد بویژه وقتی از درمان خویش توسط عوامل مادی نا امید شد رو بسوی او می کند واز او استمداد می کند .
مشخص می شود چیز هایی که به ظاهر منفی می باشند در واقع به صلاح و خیر ما می باشند ".وعسی ان تکرهو شیئا وهو خیر لکم وعسی ان تحبو شیئا وهو شر لکم والله یعلم وانتم لا تعلمون" بقره 216 چه بسیار چیزهایی که از آنها کراهت دارید ولی در واقع آنها به نفع و صلاح شما باشد وچه بسیار چیز هایی را بپسندید وانها به ضرر شما باشند وخداوند به مصالح امور داناست وشما نمی دانید .
4)این حالت که گناه سبب بیماری  وبلا می شود یکی از نامحدود نرم افزارها ویا همان سنت های الهی است و همه بلا ها یا بیماری ها با این نر م افزار توجیه نمی شوند به عبارت دیگر ما در خصوص هر بیماری یا بلا نمی توانیم حکم صادر کنیم که حتما به خاطر فلان گناه بوده است شاید بیماریهایی وجود داشته باشند که علل دیگری غیر از گناه داشته باشند .واین خالق متعال است که در باره هر فرد در جهت هدایت وی از نرم افزار خاصی استفاده می نماید (بارعایت این مسئله که سبب سلب اختیار وی نشود) شاید فردی باشد که در آسایش وراحتی بیشتر به خدا نزدیک شود
ای ترا با هر دلی رازی دگر                          هر گدا را بادلت آزی دگر
صد هزاران پرده دارد عشق دوست                 می کند هر پرده آوازی دگر
5) چون هدف عاشق رسیدن به معشوق است برای رسیدن به وصال لز راه های مختلفی استفاده می کند گاه نعمت وگشایش وگاه بیماری ورنج
به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقی است        به ارادت بکشم درد که درمان هم از اوست (سعدی)
...با عرض پوزش از اطاله کلام نتیجه گیری کلی از بحث فوق :
بیماری ودرد ورنج به هر دلیلی باشد طبق آموزه های عرفان حلقه این پدیده های به ظاهر منفی را باید تبدیل به خروجی مثبت نموده ودر جهت تعالی وکمال به کار ببریم .از طرف دیگر شاید بیماری یک فرد برای دیگران سبب تعالی وکمال شود.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱۹- تقی فدایی حقی  در تاریخ ۴ امرداد  ماه ۱۳۸۷، ساعت ۱:۲۱ می گوید :

با سلام خدمت دوستان عزیز
توضیح در مورد سوال آقای کاریزنوی
امام زین العابدین (ع) همیشه بیمار نبودند در ضمن بیماری نامبرده مزمن و دائمی نبود بلکه فقط چند روز در جریان حادثه عاشورا  تا اربعین و مدت اندکی بعد از آن بیمار بودند که شاید ویا حتما حکمتی در این کار بوده است (اینکه در صورت شهادت وی نسل امامان از طرف پسر از بین می رفت ) .در ضمن با قبول اینکه گناهان سبب بیماری می شوند عکس موضوع صادق نیست یعنی این نتیجه حاصل نمی شود که هر بیماری نیز حتما باید نتیجه یک گناه باشد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱۸- ق-ص  در تاریخ ۳ امرداد  ماه ۱۳۸۷، ساعت ۱۷:۱۴ می گوید :

سلام
دوست خوب ,نورا,کامنت 3
چند سال پیش, در اثر صانحه ای,نخاع من آسیب شدیدی دید.دنبال درمان , دست به هر روشی برای کمک دراز کردم.انرژی درمانی و اقسام آن...قسمت بی حس بدنم,سوزن سوزن میشد.این روشها رو,روشهای ماورائی میدونستم اما دنبال بهترین آن بودم.تا اینکه حدود دو سال پیش توسط دوستی,با فرادرمانی آشنا شدم. که الانم تحت درمانم.در این روش هم همان حس سوزن سوزنو فقط دارم.نه نور میبینم نه چیز عجیب غریب.اما رهاش نمییکنم چون همونیه که دنبالش بودم.در این روش,فیض روح القدس(دست خدا)تو کاره.ناظرش,محیط علی کل شئ (خداست). کجا برم؟از نظر سطح درمانگری هم با استاد فرقی نداریم چون در این روش اصلا شخص مطرح نیست.خود استاد,با من کار کرد.یه بار که به دیدنش رفتم,پرسید:هنوز خبری نشده؟گفتم:نه استاد ولی شد,خبری که میخواست بشه.(یه مرتبه بینشم عوض شده بود) گفت:مراتب اولیه درک حضوره.اما تنبلی نکن که اینم ازت میگیرن.منم دارم ادامه میدم.این کار منه.اگه بپرسید:از کجا میدونی که بهترینه؟عرض میکنم:چون ساده ترینه و تکنیک نداره چون صاحب تمام تکنیکها(خدا)درش حاضرو ناظره.خوب میشم.شما لطفا اسم منم به شبکه اعلام کنید.به بیماراتون هم بگید ادامه بدن. 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 ۱۷- ق-ص  در تاریخ ۳ امرداد  ماه ۱۳۸۷، ساعت ۱۵:۱۵ می گوید :

سلام
دوست خوب کاریزنوی
گناه که حتما چیزهائی نیست که شنیدیم.اشتباهات ما که نتیجه نا آگاهی است عواقب داره.بیماری حضرت زین العابدین ممکنه نارسائی مادر زادی باشه.رنج و بیماری در جهانی که خودش گریانه,تمومی نخواهد داشت اما انسان هر زمان سعی داره اونو بطور نسبی کم کنه.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱۶- ایران  در تاریخ ۳ امرداد  ماه ۱۳۸۷، ساعت ۱۳:۱۳ می گوید :

هنگامی که حضرت ابراهیم به بت پرستی دعوت شد,با چند دلیل قاطعانه اعلام کرد که تنها آن خالق یگانه شایسته معبودیت است, که یکی ازدلایل این بود:"و اذا مرضت فهو یشفین" آیه80 سوره شعرا =اوست که وقتی بیمار شدم مرا شفا می دهد. پس بیماری یکی از مواردی است که بجرئت میتوان گفت؛از ماست که بر ماست! البته بر مبنای قوانین دقیق وحساب شده.
انسان در اثر ناآگاهی،با بینشهای غلط و با قرار گرفتن درفاز منفی به استقبال بیماری می رود،وپس از ابتلا تضادش با خدا زیاد می شود که آن نیز عامل بیماری است واثر متقابل این دو برهم ممکن است منجر به یک بحران شود.ولی در مقابل غفلتهای انسانی، رحمانیت الهی بی انتها و بی قید وشرط است ودرک آن در صورتی دشوار می شود که خداوند و صفاتش باملاکهاومعیارهای انسانی سنجیده شود.برای مثال فرض کنیم فرزندی با خیره سری هشدارهای پدر رانادیده گرفته وزمین بخورد،پدر از اینکه به تذکراتش بها داده نشده از فرزند ناخرسند است با مشاهده سقوط او شاید رو بگرداندوباعبارت"حقت بود" ازاو دور شود وشاید هم باچاشنی نفرین وناسزا فرزند را به باد شماتت بگیردویا دست فرزند نافرمان را بگیرد وبلند کند ولی با نگاه ورفتاری به معنای"بهت گفته بودم!" ولی رحمانیت رحمن و رحیم به حدی است که در معیارهای انسانی نمی گنجد.با رسیدن یک خبر،خبر رحمانیت،به فردی که به بازتاب اعمالش مبتلا گشته و با یک نظر ؛دست نوازش را بر سرش احساس می کند،گرد و غبار زمین خوردگی از تنش زدوده میشود ،دستش را می گیرند وبلند می کتتد.آیا بنظر شما تحول در این نیست که نسیان دیگر نتواند دستمان را از دستش جدا سازد؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱۵- ؟  در تاریخ ۳ امرداد  ماه ۱۳۸۷، ساعت ۹:۴۷ می گوید :

سیمرغ شعر شما چه زیبا بود
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 1۴- ق-ص  در تاریخ ۳ امرداد  ماه ۱۳۸۷، ساعت ۰:۱۱ می گوید :

سلام
وقتی بیماری,نتیجه عملکرد انسان باشه,یعنی همان کفاره گناهه.میتونه وسیله تحول باشه برای کسی که متوجه است.بیشتر کسانی متوجه هستند که:هر پیشامدی را یک نشانه,ظهور و ندا از سوی خدا میدانند.چون با خدا زندگی میکنند و فراکل نگر هستند.از نظر کلی این قانون را خدا تعبیه فرموده و زیر چتر خدا,همه چیز از اوست نه به این معنا که او مقصر باشد.بلکه با این نگرش,همه چیز در سایه او ,نعمت است حتی دردو بیماری.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 1۳- محمد کاریزنوی  در تاریخ 2 امرداد  ماه ۱۳۸۷، ساعت ۲۲:۳۴ می گوید :

از دوستانی که معتقدند بیماری ما نتیجه گناهان ماست سئوال می کنم ایا حضرت زین العابدین بدلیل گناهان خود بیمار شده بود

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1۲-  سیمرغ در تاریخ 2 امرداد  ماه ۱۳۸۷، ساعت 1۹:۰۱ می گوید :

عرفان حلقه
حلقه نخست
من بودم
بیمار بود
روح القدس بود
خدا بود
حلقه غرق ما بود
ما در حلقه غرق بود
کثرت کجا بود
حلقه پر ز وحدت بود
ذهن من کجا بود
ذهن از آن ما بود
حلقه پر ز عشق بود
دل من کجا بود
دل از آن ما بود
درس استاد چه زیبا بود

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

11-  بیتا در تاریخ 2 امرداد  ماه ۱۳۸۷، ساعت 11:33 می گوید :

سارا جون
قبل از همه چیز باید عمل زشت را تعریف کنیم،خداوند نعوذبالله یک موجود مستبد نیست که ما را زیر نظر بگیرد و در قبال هر عملی مجازات کند یا هر وقت مطابق خواست او عمل کردیم خوشش بیاید.
شاید بهتر است،اول ببینیم با خدا چه رابطه ای داریم.خداوند- هوشمندی - قوانین- اعداد،در واقع خداوند به این شکل اراده اش را در صفر ثانیه اعمال کرده و حالا برای تک تک مسائل نزول نمی کند که کسی را عقوبت کند یا پاداش دهد،بلکه تمامی مسائل ما قانونمندی خودش را دارد.بنابراین خدا بد نمی دهد.
اما نکته ی بعد،انسان به واسطه ی نوع عملکردش گرفتار می شود.با توجه به این که خدا در این مشکل نقشی نداشته پس اگر این گرفتاری منجر به تفکر او شده و باعث شود انسان در نوع نگرش به هستی و خودش تجدید نظر کند،امکان تحول برایش فراهم می شود،بنابراین بیماری برای او خیری به همراه داشته است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

10-  سروش عازمی خواه در تاریخ 2 امرداد  ماه ۱۳۸۷، ساعت 10:20 می گوید :

دوست عزیز
در کتاب عهد عتیق آیه ای آمده است که گفته بیماری شما نتیجه گناهان شماست و مزد گناه مرگ است. شاید در ابتدا بدون درک، این آیه را ظالمانه ببینیم. اما در حقیقتن انسان 3 گناه عمده دارد : 1- فاز منفی که در نتیجه انواع بیماری ها به سمت ما سرازیر می شود. 2- مشکلات بینشی و 3- ناآگاهی... فرض کنید که من ناآگاهانه در شهری که گسلخیز است خانه ای گلی بسازم. این ناآگاهی منجر به این میشود که اگر زلزله ای بیاید خانه روی سرم خراب شده و من بمیرم و مغضوب الیه شوم. این غضب الهی اگر من خانه را محکم می ساختم جاری نمی شد. پس به نوعی بازتاب گناه من بوده ولی گناه نا‌آگاهی نه اینکه دستوری صادر شود که به خاطر فلان گناه، تو باید بمیری ....
ان شاالله در جای خود بحث را گسترش خواهم داد.
سپاس

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

9-  محمد کاریزنوی در تاریخ 2 امرداد  ماه ۱۳۸۷، ساعت 2:06 می گوید :

باسلام خدمت کلیه دوستان
اینجانب سال1381 بعد از یک دوره سیروسلوک نا موفق عرفانی درحالی که از کمر درد هم رنج میبردم راهی مشهد مقدس شدم در طول مسیر ازانجائیکه تنها سفر میکردم حالی دست داد وباخدای خود مشغول راز ونیاز شدم ازاو خواستم مراراهنمائی کند وشفای خود را از خداوند خواستم درشاهرود به زیارت شیخ ابوالحسن خرقانی رفتم وقتی داخل مقبره شدم درکنارمزار جوانی دیدم که باچشمان بسته کنار مزار نشسته احساس کردم نوعی ارتباط الهی برقرار کرده بعد اززیارت درمحوطه مزار ایشان رادیدم وناخوداگاه به سمت اورفتم وپیشنهاد دادم ایشان رابه شاهرودبرسانم درهنگام سوارشدن درحالی که درب صندوق راباز کردم او متوجه عکس ام ار ای من شد وسر صحبت را باز کردوتوضیحاتی درباره درمان از طریق هوشمندی به من داد واز من دعوت کرد شب رامیهمان او باشم وبیشتر با این طریق درمان اشناشوم ان شب ضمن برقراری ارتباط فرا درمانی از توضیحات ایشان در خصوص کلاسهای جناب استاد طاهری ونحوه اموزش بهره مند شدم بعد اتمام سفر وبازگشت به تهران تصمیم گرفتم دردوره شرکت کنم دران زمان فقط هدفم درمان کمر درد بود ودر طول دوره این اتفاق افتاد ومن بعد از دوره تصمیم گرفتم به همین درمان بسنده کنم ولی صبح روزی که جلسه برگزار میشد کمر درد من شروع شد ومن مجددآ درجلسه شرکت کردم این اتفاق چند هفته تکرار شد وتصمیم گرفتم دوره ها رو ادامه بدم زمانی شد که با درد سر کلاس امدم وبا همان حال خارج شدم ولی برایم مهم نبود گاهآاتفاق افتاد به شخصی پیشنهاد فرا درمانی دادم ولی چون خودم بیمار بودم ازمن قبول نکردند ولی برایم مهم نیست ومن از انچه اتفاق افتاد نتیجه گرفتم این بیماری برای من نعمت بوده وبه نوعی درمن ایجاد تحول کرده .
با ارزوی توفیق الهی .خدا نگهدار شما

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۸-  Sara.S در تاریخ ۱ امرداد  ماه ۱۳۸۷، ساعت ۲۲:۳۸ می گوید :

با سپاس از بیتا و آرش عزیز
دوستان اینطور که میگویید بیماری تنها نتیجه ی اعمال بد ما است
پس یعنی ما با هر بار بیمار شدن نتیجه ی یک عمل زشت خود را میبینیم
اما چرا خدای مهربان آن چنان در مورد کفاره ی گناهان ما فرموده است؟
مگر میشود نتیجه ی یک کار بد خیر ی باشد برای خودمان؟
خیلی برایم عجیب است!
راهنماییم کنید!شاید درکم از این قضیه بسیار کم است!

ممنون

در پناه خدا

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۷-  آرش  در تاریخ ۱ امرداد  ماه ۱۳۸۷، ساعت ۱۰:۰۴ می گوید :

با سلام
سارا خانم عزیز شده تا به حال کسی را بسیار دوست داشته باشی و در بیخبری باشد و وقتی خاری به پای او رود درمانگرش تو باشی انسانی که خار در پا دارد بیاد درمانگرش میافتد ونتیجه نگاهی هر چند کوتاه به نور است این نور بعضی را آتش میزند ودیگر نمتوانند چشم از آن بردارند .خار را خدا در پای شخص نکرده ولی باعث بیداری او شده است.
یاحق
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۶-  تقی فدایی حقی  در تاریخ ۱ امرداد  ماه ۱۳۸۷، ساعت ۱:۳۴ می گوید :

یک لحظه داغم می کشی یک دم به باغم میکشی
پیش چراغم می کشی تا وا شود چشمان من      مولانا

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۵- الهه  در تاریخ ۱ امرداد  ماه ۱۳۸۷، ساعت ۰:۴۱ می گوید :

با سلام.
من حدود 2 سال است که با اینمجموعه آشنا هستم و الان ترم 8 هستم....چند تا از بیما ری هایم که به تشعشع دفاعی مربوط بود در طی این زمان برطرف شد و...البته در عین ناباوری خودم.زیرا سعی کردم در این مدت شاهد باشم و تحقیق کنم.که شکر خدا به مدد هوشمندی به این درک رسیدم.و هنوز روی برخی دیگر بیماری هایم مثل نرمی مفاصل که مادر زادی است کار می شود.و هر بار که این درد به اوج می رسد چیزی در درونم قوی تر می شود و راسخ تر اتصال هایم را دنبال می کنم.چون میدانم از آنطرف باید دست ما را بگیرند ...تا ایینه ای باشیم برای انعکاس جلوه حق
و قطعا بیماری برکتی است برای رسیدن ما به ادراک
با سپاس از استاد برزگوارمان

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۴-  بیتا  در تاریخ ۳۱ تیر ماه ۱۳۸۷، ساعت ۱۵:۲۳ می گوید :

مَّا أَصَابَکَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللّهِ وَمَا أَصَابَکَ مِن

سَیِّئَةٍ فَمِن نَّفْسِکَ

هر چه از خوبیها به تو مى‏رسد از جانب خداست و آنچه از بدى به تو مى‏رسد از خود توست (سوره نسا،آیه 79)
sara.a عزیز
انسان به طرق مختلف باعث آسیب رساندن خودش می شود.یک جا با تضاد خودش را مسموم می کند،یک جا با بینش های نادرست موجب بیماری می شود،یک جا با هتک حرمت تجلیات الهی باعث آلودگی و درگیری برای خود می شود و ... .
مسائلی که انسان به واسطه ی آن خود را گرفتار می کند متعدد است.
همین بیماری می تواند وسیله ای باشد برای بازنگری و تحول برای انسان سرکش وخودشیفته و ممکن است هیچ تغییری در او ایجاد نکند.
ولی تصور این که خداوند بیماری بدهد از جهات مختلف اشکال دارد که کمترینش این است که ما را با خدا به تضاد میندازد که خود عاملی برای بیماری است.
هرچه بر ما رسد از ماست چه زیبا و چه زشت

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۳-  نورا  در تاریخ ۳۱ تیر ماه ۱۳۸۷، ساعت ۰:۴۳ می گوید :

با سلام. استاد بحث عرفان کیهانی را با فرادرمانی شروع کردند و من که الان ترم 4 را تمام کرده ام از همان ترم 1 اسکن را در خودم و چندین نفر از جمله مادرم که آرتروز دارند احساس کرده ام و بهبودی نسبی را در مادرم تا حدی که نیازی به کورتون نداشته باشد دیده ام و از این بابت همیشه شکرگزارم یا در بیماران روحی تاثیرات مثبت دیده ایم ولی من و شوهرم روی چند نفر دیگر که مبتلا به MS و قطع نخاع هستند کار کرده ایم و هنوز بعد از چندین ماه اثری ندیده ایم . وقتی هم به صحبتهای استاد گوش می کنم می بینم که همه نوع بیماری سرطان و .. و مشکل بینایی فردی که قرار بود تخلیه چشم شود را درمان کرده اند. از همه دوستان خواهشمندم من را راهنمایی کنند که ایا تجربه درمان این چنین بیماریهایی را داشته اند و ایا اینکه در درمان با استاد و سایر افراد تفاوتی نداریم نظرات خود را مرقوم فرمایید.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۲-  Sara.S  در تاریخ ۲۹ تیر ماه ۱۳۸۷، ساعت ۲۱:۰۳ می گوید :

 با سلام و تشکر به خاطر موضوعی که انتخاب شده

سوالی که من در این باره دارم مربوط میشود به این که چطور و طبق چه چیزی در عرفان میگویید بیماری نتیجه ی عملکرد خود انسان  است؟
اگر اینچنین است چطور خداوند با صراحت فرموده است که به اندازه ی خاری که به پای مومن رود کفاره ی گناهان اوست ؟
مگر میشود شری که خود برای خود به وجود آورده ایم باعث خیری شود برای خودمان؟
آن هم توسط خدا و به گفته ی خودش؟البته در مسایل مرتبط به شر مطالعاتی داشتم اما این مساله که چگونه ممکن است ظلمی که خود به خود میکنیم از دید خداوند کفاره ی گناهانمان باشد برایم قابل فهم نیست.
این پرسشی بود که خیلی وقت است در ذهنم وجود دارد
و خدارو شکر که اینجا فرصتی برای بیانش پیدا کردم

ممنون
در پناه خدا

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱-  بیتا  در تاریخ ۲۹ تیر ماه ۱۳۸۷، ساعت ۱۲:۵۹ می گوید :

بحث این هفته موضوع مهمی را مطرح می کند،توجه به این موضوع که بیماری حاصل عملکرد خود ماست و عامل اصلی خود ما هستیم که با عدم شناخت درست از جهان هستی و قوانین آن خود را درگیر و بیمار می کنیم.پس بیماری مشکل انسان نیست بلکه نحوه ی نگرش اوست که موجب گرفتاریش شده بنابراین درمان بدون تحول فاقد ارزش می باشد.
بر اساس همین دیدگاه یکی از مهمترین اهداف در فرادرمانی ایجاد تحول است نه صرفاً درمان.

Buzz it!Digg it!Share in FacebookTweet it!

0
Powered by www.mahsanco.ir

مقالات استاد محمد علي طاهري

گزيده

ورود اعضا / عضویت

آمار بازدیدکنندگان

564066879
امروز
دیروز
این هفته
هفته گذشته
این ماه
ماه قبل
مجموع
410
9636
19451
15013384
161865
269225
564066879

Server Time: 2019-06-17 00:57:09

Google Translator

معرفی سایت به دوستان


Design BY ErfaneKeihani.tk