اعلام ارتباطات درماني و مجاز    براي استاد بزرگ راه حقيقت

 استاد محمد علي طاهري عزيز دانشمند و ابر مرد حقيقت جوي زمانه  و بنیانگذار طب های مکمل فرادرمانی و سایمنتولوژی 

 از تاریخ  1390/02/14  بازداشت و تا کنون در زندان به سر می برند 

فقط با این آدرس وارد سایت شوید

آدرس اصلی 
سايت سايمنتولوژي - فرادرماني
WWW.ERFANEKEIHANI.COM

مطالب مطرح شده و پاسخ ان به روزنامه ها

کژراهه

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

 

به نام خدای رحمان و رحیم

سعید یسایی

  خدایا، مرا همواره آگاه وهوشیار دار تا پیش ازشناختن درست وکامل کسی قضاوت نکنم.

 خدایا، تقوای ستیزم بیاموز تا درانبوه مسوولیت نلغزم و از  تقوای پرهیز مصونم دار تا در خلوت عزلت نپوسم.

زنده یاد دکتر شریعتی 

با سلام خدمت دست اندرکان روزنامه جام جم، مخصوصا جناب آقای حسینی،بزرگواران

اندیشه ها و نوشته ها و اکثر مقالاتی که در این ویژه نامه منعکس گردیده و یا به رشته تحریر در آمده اند،

در ظاهر امر، نشان از خروشی بی قرار، برای رسیدن به حقیقت و معرفی راه از بیراه را برای مخاطب به ارمغان می آورد، منتها ذکر نکاتی بسیار مهم در این عرصه و در فضایی که شما عزیران و با مسوولیت خطیری که بر عهده دارید را لازم به یادآوری دانسته و آرزومندم که به آنها جامه عمل بپوشانید تا

همگی مان در طی طریق کمال و شناخت آن به والاترین معانی دست پیدا کنیم تا بتوانیم سبکبال به بی نهایت زیبای خداوند سفر کنیم... در این عرصه، اکثر مردم علاقه خود را به دین از دست داده اند،

بی علاقگی به دین حقیقی که بر مبنای عقاید انحرافی عده ای کاسب کار و رمال و دعا نویس و ...

مرسوم گردیده و به شیوه های افراطی به سمت نزول و کج راهه های بیشمار به پیش می رود و همگی شان، سعادت و غایت آدمی را درست برخلاف آنچه که باید باشد، معرفی می نمایند؛مسوولیت افراد وانسانهایی اندیشمند به مانند شما را، بسیار فراتر از چند ستون و یا صفحه ای رنگین از یک مجله

و روزنامه ای پر تیراژ، عیان می نماید.  برداشتی را که از خواندن مقاله مذکور، متصور می گردد، بنده را به نقدی عاشقانه برانگیخت که نه در این نامه محدود، بلکه بعنوان عاملی مسوول و از طریق ارتباط فکری

و شعوری با شما و سایر خوانندگان آن و در جهت ساختن جامعه ای زیبا و ارزشمند، دست در دست هم، حرکتی شایسته و با بصیرتی الهی گونه و نه یک طرفه و مغرضانه برداریم. گرامیانبرای مشاهده دین و عمل

به آن و بعد از خودسازی واقعی و عملی و به کمک رهروان و رسولان حقیقی این طریق، می توانیم به فراسوی آن برویم. پس هرکس در ابتدا باید به سراغ خود و درونش برود و با دیده دل به همه چیز بنگرد،

در نظرگاه دل، همه انسانها اعم از هر نژاد و مسلک و آیینی در پناه خدای مهربان هستند و سالک حقیقی می داند که  آیین حق و مسلک حقیقت مربوط به یک ملت یا دین خاص نمی باشد. آگاه باشیم

به این آیه و نشانه پروردگار که:" ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیر ما بانفسهم "خداوند سرنوشت هیچ قوم و ملتی را دگرگون نخواهد ساخت مگر اینکه تک تک اعضای آن سعی و تلاشی الهی در این رابطه ایفا نمایند. بیاییم در آیینه الهی، چاره ای بیاندیشیم و طرحی نو بیابیم تا در وحدتی ژرف و رهایی از

کثرت و برای رسیدن به وحدت وجود که شاکله هستی ست، پس از رسیدن به اندیشه درست، مسیر تحول را طی نموده و نهضت عاملان راه حقیقت را در عمل زنده نگاه داریم. خود حقیقی مان که همان

خدای درونمان است،‌ با انتقادهایی مغرضانه و یک طرفه، روی به ما نمی گرداند، (‌البته منظورم بر این نیست که کورکورانه پای در هر راه و مسلکی بگذاریم.)آگاه شویم به این مهم که با اینهمه زباله قضاوت

و خودبرتربینی و حسادت و غیبت و .... که بر سر و رویمان سنگینی می کند بیدار نخواهیم شد.بوی تعفن همین زباله هاست که خواب آلوده مان کرده و تخدیرمان می کند تا همچنان در خواب غفلت بمانیم.

بدون تفکر و تعقل و با انکار هر شیوه نو و تعصب بر هر نگرشی؛ برایمان دست و پا زدن و درجا زدن را، به ارمغان خواهد آورد.همه چیز را محکوم نکنیم، فقط در پی پاک کردن صورت مساله های جدید نباشیم،

که سرآخر به آخرین پله نردبان می رسیم و تازه در می یابیم که تمام زندگیمان به عبث گذشته است.

بله! رسیده ایم، اما به کجا ؟رسیده ایم به جایی که برای آن جنگیده ایم و بسیاری را به خاک سیاه نشانده ایم، و بسیاری دیگر را سکوی پرش خود و پایمال صعود خود کرده ایم .... ولی چه در کف

داریم؟؟؟ 

     هیچ دانی فرق هستی و عدم؟                   هان ! قلم باشد قلم باشد قلم! 

قلم و آثار و نوشته هایی که از آن منتج می گردد، نوعی خلقت برای انسان و نویسنده محسوب می گردد و شخص در مقام خالق قرار می گیرد؛‌ پذیرفتن چنین حقیقتی نیاز به شهامتی وافر دارد که هرکس که قلمی بدست می گیرد ، باید به نقش و جایگاهش اشراف کامل داشته باشد تا هر خواننده ای را دچار لغزش و انحراف ننماید که عاقبتی بس خطیر را با خود به همراه خواهد داشت که در طول تاریخ و با مشاهده اقوام گذشته و حال،‌ شاهد بر این موضوع بوده ایم که:‌چه انسانها و چه ملتهایی به خاطر عدم رعایت همین مهم، سرنوشتشان به بیراهه رفته و آینده نسلهای بعدی شان نیز دستخوش همان قلم و همان اندیشه غلط  قرار گرفته است. خلاقیت حقیقی یک نویسنده که برای خدا و به جهت آگاه سازی همنوعانش قلم می زند، فقط واقعه نوشتن و انتقال پیام است تا بتواند هر خواننده ای در مطالعه آثارش به جستجوی خویشتن خویش و خدای خویش دعوت نماید.پس یک کتاب، یک مقاله، یک پیام و یک و یک های دیگر، کارخانه تحویل و تبدیل بین انسان و خداست، بین نور و ظلمت؛ کارخانه تبدیل انسانی به انسان دیگر و خدائی به انسانی دگر و انسانی به خدایی دگر. خداوند در سوره علق می فرمایند:‌«‌ انسان

بواسطه قلم برپا شد. »‌ یعنی:‌ قلم خلاق و اصیل قلمی است که در جستجوی خدای خویشتن و در خویشتن است و خدائیت خود را یعنی مقام خلافت اللهی خود را می جوید که بازتاب مثبت آن بر هر خواننده ای عیان می گردد. ولی آیا در مقاله مذکور چنین برداشتی، برای خواننده به تصویر کشیده شده است ؟ آیا متولیان و گردانندگان، نظارتی بر صحت و سقم اطلاعات  گردآوری شده، به انجام رسانده اند ؟ نویسنده محترم، آیا

به ابداع کننده این سیستم نوین و مطالبی که در ترمهای بالاتر آن مطرح می گردد، اشراف کاملی داشتی که بدین گونه قلم زدی؟ چرا عمل هریک از ما، بدون فکر و تحقیق صورت می گیرد و هریک از ما صورت و تعبیری زیبا  از عشق و روشنگری و آگاه سازی به دیگران، به آن می دهیم؟و چرا بشر امروز دچار این همه عذاب و جنگ و ناتوانی و عداوت بی پایان شده است؟ برای حرکت در مسیر الیه راجعون، باید فهم درستی از فلسفه آفرینشمان داشته باشیم و بدانیم که اگر بخواهیم اعمالمان، رنگ عشق  و رایحه الهی به خود بگیرد، نیازمند تفکر و تجسس هستیم؛می بایست همواره نسبت به کارهایی که انجام می دهیم،

آگاه باشیم، از تمام جوانب، اعمال و کردارمان را مورد نقد و بررسی قرار دهیم تا بازتابی شایسته برای خود و هستی به یادگار گذاریم؛اگر احساسات و افکارمان بر علیه کسی تحریک شد، آنها را بر شخص مذکور و بصورتی که شما در مقاله هایتان ارایه داده اید، فرا نیفکنیم؛اندکی تامل نماییم و اگر هدف و نیتمان، سازندگی است، ‌دقیقا،‌ آنچه که هست را بگوییم و بنویسم نه آنچه که برداشت می کنیم و از تمامی زوایا به قضیه بنگریم، ‌نه فقط از زاویه محدود فکر و ذهنمان، تا " استعلایی " را تجربه کنیم و به فهم و درک عرفان ( معرفت )، نایل آییم و دچار عافیت طلبی، تقدیس جهل و بی خردی نگردیم. 

اینجانب که به همراه تعداد زیادی از دوستان و وابستگان در کلاسهای استاد طاهری  شرکت مینماییم، توسط ایشان  و مجموعه دلسوزشان، به درک و نگرشی ژرف از خلقت ارزشمندمان رسیده و بعد از مدتی به این نتیجه رسیدیم که انتخابی زیبا و سازنده نموده  و پس از گذراندن دوره های مذکور آگاهانه انتخاب کردیم که اوج اندیشی و تحول در ذهن، کلام و اعمال مان ،‌در نتیجه تحول و خودشناسی تک تک مان و آگاه سازی و حمایت دایم از جامعه مان و بر مبنای اصول زیر که محورهای اساسی در عرفان کیهانی (حلقه )‌می باشد، نهایی می گردد: - شناخت شبکه های مثبت و منفی و اجتناب از شبکه های منفی.- شناخت مظاهر "من دون الله" و اجتناب از آن (ایاک نعبد و ایاک نستعین).- شناخت

"کمال و قدرت" و تفکیک آنها از یکدیگر و به کارگیری محور "کمال". - رسیدن به معرفت جهان بینی،مراسم و مناسک. - توجه به اشتیاق، که پول رایج دنیای کمال بوده و در این وادی، مشتاق ترین ها، همانا ثروتمند ترین ها هستند و همه چیز در این وادی مزد اشتیاق است.- توجه کامل به اختیار انسان که تعیین کننده ی کمال و کیفیت حرکت او می باشد. البته منکر این موضوع نیز نیستم که افراد و موسساتی از این قبیل و با عنوانهایی جذاب، سعی در سرکیسه کردن مردم و دور کردن مقطعی آنان از فراز و نشیبهای زندگی می باشند که  با افسونگریهایی خاص، از بن بستها و بدبختی های انسانها،‌ سود جویی می کنند و جیب و جان و شعور مردم را غارت می کنند،‌ سرآخر و ضمن پوزش و طلب عفو از خوانندگان محترم و نویسنده و مجریان مجله فوق، عرض می نمایم که دیدگاهها و نظریات فوق را حمل بر تعصب و توهین اینجانب نگذارند و با دیده دل بدان بنگرند و بدانند که همگی مان در این عرصه از حیات، بمانند مامورینی هستیم که می بایست در تمامی لحظات زندگی، پیامی از سوی الله برای هستی داشته باشیم.

از خدای سمیع و بصیر می خواهم که همواره به حضورش آگاه باشیم تا همه پیامهای ارزشمندش را تجربه کرده و بمعنای واقعی، پذیرای آن باشیم. 

پروردگارا  

عقل و علم و عشق و ایمانی عطا کن که راه را بشناسیم.

و بر وظیفه مان عمل کنیم.

توفیقمان ده همواره بذر مهر بکاریم.

الهی یاری مان ده تا از رنج هم بکاهیم و بر درد هم مرهم باشیم

و امید بخش و شادی آفرین گشته و همواره صلح و آرامش بیافرینیم.

مهربانا

یاری مان ده تا بهترین فکر و کلام و کردار را برگزینیم

همیشه ذاکر و شاکر و خادم و خدایی باشیم.

پروردگارا

در جام جمله هایمان نور بریز آنچنانکه ساقی شراب عشق تو شویم

و همگان را از مهر به تو مست کنیم.

کمک کن تا در بند جهل و نفس و غفلت و غرور و حرص و حسد محبوس نگردیم .

چگونه بودنی را بر ما بیاموز که :

آن هنگام که سفیر سفر از راه رسید

سوگوار زمان مرده نباشیم و بر بیهودگیمان اندوهگین نگردیم.

مگذار غافل ازحال یکدیگردرخودخواهی و خوشیهای خیالی بمیریم.

مگذار از بی دردی بمیریم مگذار بیراهه برویم مگذار بی تو بمانیم . .در پناه  الله ( ‌اکبر )‌، دریا دل باشیم و

دل اندیش.تسلیم حقیقی باشیم تا به درجه صالح شدن نایل گردیم.

با تقدیم احترام

8/12/86 

Buzz it!Digg it!Share in FacebookTweet it!

0
Powered by www.mahsanco.ir

مقالات استاد محمد علي طاهري

گزيده

ورود اعضا / عضویت

آمار بازدیدکنندگان

560833339
امروز
دیروز
این هفته
هفته گذشته
این ماه
ماه قبل
مجموع
7887
2659
32829
11797377
192707
244601
560833339

Server Time: 2018-04-25 20:44:37

Google Translator

معرفی سایت به دوستان


Design BY ErfaneKeihani.tk