اعلام ارتباطات درماني و مجاز    براي استاد بزرگ راه حقيقت

 استاد محمد علي طاهري عزيز دانشمند و ابر مرد حقيقت جوي زمانه  و بنیانگذار طب های مکمل فرادرمانی و سایمنتولوژی 

 از تاریخ  1390/02/14  بازداشت و تا کنون در زندان به سر می برند 

فقط با این آدرس وارد سایت شوید

آدرس اصلی 
سايت سايمنتولوژي - فرادرماني
WWW.ERFANEKEIHANI.COM

مطالب مطرح شده و پاسخ ان به روزنامه ها

امتیاز کاربران

 

بسمه تعالی

   

یادداشتی برای ویژه نامه سراب

 

 

     اشاره ای سطحی،ازنگارنده ای غیرمتخصص برامرخطیر" فرادرمانی" در ویژه نامه سراب ضمیمه روزنامه جام جم درج گردیده ، ازآنجاکه ورود به این عرصه برای هرمنتقدی با هرسطحی ازدانش امکان پذیرنیست و باید به لوازمی علمی وتخصصی مجهزگردید تا بتوان قضاوتی دراین خصوص کرد، لذا اجمالاَ نکاتی را برای تنویرافکارعمومی باستحضارمی رساند :

نتایج «فرادرمانی»ازدو منظر قابل بررسی و ارزیابی است، یکی از منظر «عرفانی» که نتایج حاصل از آن باید بصورت مستقل مورد بررسی قرارگیرد و می تواند اساساّ هدف از فرادرمانی، درمان جسم به تنهایی تلقی نگردیده بلکه با نگاهی فلسفی ،دست مایه ای برای باز شدن روزنه ای روبه سوی شناخت هوشمندی و ارتباط با آن و نوعی هستی شناسی و راه یابی به کمال ارزیابی شود.

دراین مقاله قصدپرداختن به این بعد از فرادرمانی نداریم بلکه بعنوان یک دانش تجربی می خواهیم به آن نگاه کنیم. با این هدف که آیا فرادرمانی می تواندرسماّ و بصورت کاملاّ منطقی به عنوان یک علم در کناردیگرعلوم تجربی قرارگیرد؟

اندیشمندان علوم، علوم انسانی و علوم تجربی را از یکدیگر جداکرده اند. نه ازطریق و باب موضوع و هدف، بلکه گفته اند که اختلاف اساسی علوم تجربی با علوم انسانی این است که از باب متد با یکدیگر متفاوتند.

آنها می گویند درعلم دو مقام داریم:

یکی مقام کشف وگردآوری        context of discovery   

و دیگری مقام داوریcontext of justification     

نکته مهم واساسی درعلوم تجربی این است که تجربه "مولود" علوم تجربی نیست بلکه "داور"آن است به این معنی که علوم تجربی محتوایش به تنهایی از طرق تجربه گردآوری وکشف نمی شود، بلکه ازطریق تجربه، داوری می شود.

درکسب وگردآوری علوم تجربی، هیچ محدودیتی وجود ندارد برای ارائه یک تئوری علمی کاشف آن از راههای بسیاری می تواند به آن دست یابد. تور شکار علوم تجربی بسیار فراخ است. این تور از تجربه گرفته تا نبوغ، تخیل واستفاده از آراء گذشتگان به عنوان موادخام و حصول یک نتیجه کاملا جدید، تشبیه، تمثل و حتی«شهود»رامی تواند دربرگیرد.

حتی اگر از انیشتین و نیوتن درباره چگونگی رسیدن به نظریه شان بپرسیم خواهند گفت هیچوقت آن را ازطریق تجربه مستقیم کشف نکرده وطریقه رسیدن به آن را تحت عنوان «جرقه ذهنی» نام می برند.

بنابراین می توان گفت که در علوم تجربی با یک قیف روبرو هستیم که دهانه ای فراخ و مجرایی باریک در انتها دارد این دهانه فراخ به منزله مرحله "گردآوری و دریافت" و مجرای باریک به منزله مرحله "داوری وقضاوت" است. پس در مرحله داوری تنها «تجربه»است که می تواند مهرعلمی بودن برآن بزند.

لذا "علم، معرفت سامان یافته ، نظام دار، مدلل، تجربه پذیروتایید شده است".

این تمیزصحیح، درمقام داوری پیش می آید نه درمقام گردآوری.

پوزیتیویستها به خطا رفته اندکه علم تجربی را به معنای «علم مولودتجربه»معرفی کرده اند درحالی که علم تجربی،به معنای «علم محکوم تجربه»است.

حال اگر بخواهیم به عنوان محقق درعلوم تجربی باشیم باید چه موضعی اتخاذ کنیم؟

مقام محقق در علوم تجربی، مقام «تماشاچی»است ولی در علوم انسانی مقام«بازیگری»است.

یعنی روح متد علوم تجربی نظاره گری است، اما روح متد اصلی درعلوم انسانی بازیگری است.شخص عالم در علوم طبیعی تماشاگر قلمرو تحت بررسی خویش است،یعنی مانند یک دوربین فیلم برداری نظاره گراست.

اما درعلوم انسانی روح حصول معرفت،این است که شخص عالم می باید خود، درایجاد حادثه مورد شناخت شرکت فعال داشته باشد و به عنوان یکی از اعضای بازیگر نقشی برعهده داشته باشد.یعنی موضع" عامل" نه "ناظر"

اکنون درموضع"ناظر"هستیم،گفتیم آنچه "علم" را "علم" می کند روش داوری اوست و از نکات اساسی وکلیدی این داوری این است که «همگانی» باشد.

همین که شخص بخواهد نظریه اش را اظهارکند بایدیک«زبان مشترک»برای نتایجش داشته باشد، یعنی "علمی بودن" آن به "عمومی بودن" آن است و عمومی بودن معیار است .پس علمی بودن آن است که زبان مشترک داشته باشد و در داوری یک تئوری علمی، باید دیگران هم بتوانند شرکت کنند.

درعلوم تجربی سئوال«ازکجاآورده ای» نداریم به هرطریقی که کشف شده مهم نیست( این درجای خودش بحث دارد)مهم این است که در مرحله نقادی وداوری به کجا می رسد؟

نباید نکته ای اساسی را از نظر دور داشت که ازنظرما علوم طبیعی وعلوم انسانی هردو به یک اندازه از جهان بینی شخص عالم تاثیرمی پذیرند واین تاثیرپذیری ذره ای از علمی بودنشان نمی کاهد.

شاید بتوان گفت کهOBJECTIVE بودن علم به معنای بی طرف بودن آن است درمقام داوری، نه بی طرف بودن درمقام شکار، واین دومقام به هیچ عنوان نباید خلط شوند.

هنگام نظریه پردازی وجمع آوری تئوری های اولیه و تولد یک علم، کاملا با اندیشه های شخص عالم و آراء علمی و فلسفی وعرفانی و انسان شناسی او آمیخته است و از آنها نشان ورنگ می پذیرد.

آنچه در ابتدا راجع به عنصر"شهود" درمقام"گردآوری" بیان شد به این معنا است که یک نظریه علمی در بیرون تولید نشده، که شخص عالم با استنتاج و استنباط از آن عوامل، به بیانش بپردازد، بلکه نوعی ارتباط و اتصال انسان با هستی و منبع لایزال شعورحاکم برآن است که زمینه آن اشتیاقی است که در شخص عالم وجود دارد .

همه قضایا ومطالب ومفاهیم علمی باهمان منشاء مورد نظر وقتی به بیان می آید، «زبان » به عنوان بهترین تجلی گاه جهان بینی وفرهنگ مطرح می شود.لذا نیازمند تغذیه ازیک فلسفه خاص وروح فرهنگی معینی است .به تعبیر دیگر زبان ما بطور اساسی واصولا ساختی فلسفی دارد و به روش خود دریافت های جهان شناختی وفرهنگی ما را حمل می کند و این زبان هرجا رخنه کند و به هرجا سربکشد فرهنگ وفلسفه راهم باخود خواهد برد ،تعریف ما از"انسان" تعیین کننده چگونگی علم تجربی مانسبت به آن است، واین همانی است که در عنوان «انسان ازمنظری دیگر»معنایش آشکارتر می شود.

ازآنجاکه فرادرمانی، به عنوان دانشی تجربی به اثبات  رسیده تجربه درمان انحصار به شخص بنیانگذار آن ندارد، بلکه عمومی و دارای زبان مشترکی است که قابل دریافت وحصول برای همگان با هر دیدگاه و طرز تفکری است .

درپایان توجه خوانندگان ر ابه این نکته جلب می نمائیم که این نگرش تنها نگرشی ازجنبه تجربی به فرادرمانی است که آن را بعنوان دانشی تجربی اثبات می کند.و برای تجربه کردن تک تک مشتاقان دست یابی به این تجربه عظیم والهی دعوت می کنیم با ما همراه شوند و به این عالم غیرقابل تصور پا نهند وحضور،تاثیر و ارتباط عالم هوشمندی رادرعالم محدود ماده و فیزیک بطور محسوس ادراک کنند.

این درحالی است که منظر عرفانی فرادرمانی بسیار عمیقتر ودل نشین تر است ازنگاه تجربی به آن است زیرا رفتن درپله عشق زیبا تراست ازایستادن وتوقف کردن برپله عقل است.

علت عاشق ز علت ها جداست                           عشق اصطرلاب اسرار خداست

لازم به ذکراست

اخیراُ مواردی بسیارمحدودازدرمان های انجام پذیرفته، درویژه نامه های مجله "طب کل نگر" منتشرگردیده است از علاقمندان و محققین دعوت می شود برای کسب اطلاعات بیشتر به آن مراجعه و مطالعه فرمایند.

        

                                                                                     کمیته پزشکی فرادرمانی

 

 



 

امتیاز کاربران

 

  بسمه تعالی

 

مدیر مسئول محترم روزنامه وطن امروز

سلام علیکم

احتراما به استناد ماده 23 قانون مطبوعات اشعار می دارد که در مورد مصاحبه اینجانب اسماعیل منصوری لاریجانی تحت عنوان توهین به شعور با شعور کیهانی توسط خانم تکتم نجفی منش و درج در مورخ های 6 و 7 بهمن 1387 در روزنامه وطن امروز خلط مبحث صورت گرفته است، زیرا بنده پیرامون نحله های کاذب به اصطلاح عرفانی بخاطر تهیه کتاب عرفان اسلامی مطالبی را در جلسه ای توضیح می دادم و کلا بحث ما در مورد فرقه های وارداتی به اسم عرفان بوده است و در پایان  بحث تنها  یک سوال  پیرامون عرفان کیهانی و اندیشه استاد محمد علی طاهری نویسنده کتاب های  عرفان کیهانی و انسان از منظری دیگر مطرح شد، که بنده گفتم فضای حرکت این جریان کاملا با بقیه متفاوت است، مبانی تئوریک اندیشه ایشان تحت عنوان «عرفان کیهانی» با مقدمه و پاورقی بنده چاپ شده است که تطابقی بین اصطلاحات و دریافت های استاد محمد علی طاهری با عرفان اسلامی است.

لذا مخلوط کردن مباحث اولیه ما پیرامون عرفان های کاذب با این موضوع و مصاحبه دیگران، فارغ از بروز تخلف قضایی، عملی اخلاقی و علمی به حساب نمی آید و بنده کاملا به این شیوه از انتقال و ابهام گویی و عدم روئیت بنده قبل از چاپ اعتراض دارم. امید است ضمن درج این اعتراضیه در آن روزنامه تذکرات لازم را به دست اندرکاران این قبیل کارهای حساس مبذول فرمایید.

 

                                                                                                      با تشکر

                                                                                     دکتر اسماعیل منصوری لاریجانی

                                                                                                  ٨/١١/١٣٨٧

 

امتیاز کاربران

 

           به نام بی نام او

 

عرفان خدابنده

 

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِیدًا 

 

ادْعُ إِلَىٰ سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ ۖوَجَادِلْهُمبِالَّتِیهِیَأَحْسَنُ ۚ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِیلِهِ ۖ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ

در ویژه نامه رایگانی که تحت عنوان سراب برای بررسی فرقه های نوپدید دینی  منتشر شده است  یکی از اصیلترین شاخه های عرفان توحیدی تحت عنوان عرفان کیهانی مورد نقد و بررسی غیر منصفانه ای قرار گرفته است ، صرف نظر از اینکه تضارب آرا بهر صورتی امری خجسته و مبارک برای تبیین اندیشه های متنوع و متکثر تلقی میشود ،لیکن  این امر تنها زمانی میتواند دارای تاثیری مثبت وماندگار باشد که بنا به تعالیم قرآن کریم بایستی دارای استدلال قوی و محکم بوده و هم اینکه هر گونه مباحثه و مجادله ای بایستی با حکمت و مدارا و از سر موعظه حسنه و با بهترین روش باشد  و از طرف دیگر هر گونه گفتگوئی دارای دو طرف است ، و اگر قرار باشد یک طرف با برخورداری از امکاناتی نا برابر و از تریبون متعلق به بیت المال اقدام به نشر مطالبی نماید که نه تنها از جاده انصاف و عدالت خارج است بلکه حاوی مطالبی کذب ، توهین آمیز و ایراد افترا و اتهاماتی بی پایه و اساس به گروههائی از اندیشمندان و فرهیختگان جامعه است که بهر روی دارای مخاطبانی در جامعه هستند . بقول معروف این نحوه عمل دوستان در ویژه نامه سراب مرا بیاد حکایتی از گلستان سعدی می اندازد که ناخوش آوازی ببانگ بلند قرآن همی خواند صاحبدلی برو بگذشت گفت ترا مشاهره چندست گفت هیچ گفت زحمت خود چندین چرا همیدهی گفت از بهر خدا میخوانم گفت از بهر خدا مخوان  

گرتو که قرآن برین نمط خوانی            ببری رونق مسلمانی

آری ، این نحوه برخورد های ضعیف و غیر کارشناسانه نه تنها تاثیری معکوس دارد بلکه  موجب انسداد مجراهای تعامل و گفتگو بین اصحاب فکر و اندیشه میشود و بدون شک با پراکندن تخم تردید و دروغ آنچه از بین میرود اصل آنچیزی است که همه ما بدنبال آن هستیم یعنی خدا باوری و استفاده عام از رحمت واسعه الهی .

از سوی دیگر با نگاهی به سایر مطالب که تهیه و چاپ شده است  به نظر میرسد که نویسندگان مقاله بر اساس فرمتی از پیش تعیین شده بدنبال آن هستند که پیش فرضها و قضاوتهای خود را به هر صورت ممکن در مورد هر فرد و یا گروه مورد بحث استخراج و به معرض نمایش بگذارند این کار نویسندگان شباهت به آن حاکمی دارد که با پیش فرض اینکه همه آدمهای خوب تحت قلمرو او بایستی داری طول قد مشخصی باشند ، هر انکسی که دارای قدی کوتاه است در معرض کشش قرار داد تا قدش به حد استاندارد برسد و هر آنکسی که دارای قدی بیشتر از اندازه بود مورد قطع پا قرار داد تا اندازه شود حال این دوستان نیز با همین روش و سیاق در این مسیر تا آنجا پیش رفته اند که بجای استنادبه مطالب و کتب چاپ شده و موجود اقدام به خلق مطلبی جدید و موهوم زده و سپس اقدام به نقد آن نموده اند که نمونه آن عنوان نمودن نظریه تضاد در نوشته مذکور است که درآن بجای آگاهی ( شعور) از واژه جعلی تضاد استفاده شده است که خواننده میتواند خود قضاوت کند که چه منظوری پشت این تغییر عمدی موضوع قرار دارد .

به نظر میرسد نویسندگان و تهیه کنندگان این ویژه نامه عمداً یا سهواً تعداد زیادی از افراد و گروههای متعدد را که دارای گرایشاتی متضاد و غیر قابل مقایسه با یکدیگر هستند را تحت عنوان جنبشهای نوپدید دینی مورد نقد و بررسی قرار داده اند که یکسوی این طیف از گروههای رمال و فالگیران و شیطان پرستی و طرفدارن موسیقی هوی متال  تشکیل میدهد که اشاعه دهنده فرد محوری و در مسیر ضد کمال میباشند و در سوی دیگر این طیف را عرفان کیهانی قرار داده اند که اشاعه دهنده و مدعی تفکری خدا محور و کمال جوست ، و لذا این گله و اعتراض و سوال به دست اندکاران این نشریه وارد است که ....  

فاین تذهبون ؟

دوستان عزیز ، اگر با معیار ها و چارچوبهائی که در آن چارچوب به سنجش بقول خودتان فرقه های منحرف نو پدید پرداخته اید ، منصفانه به نقد همه دوستانتان هم بپردازید آنوقت ..... خواهید دید که ..... گر حکم شود که مست گیرند        در شهر هر آنچه هست گیرند ، زیرا در این سنجه اگر خوب بنگرید ما و شما نیز از دیدگاهی طالبانی فرقه ای منحرف محسوب میشویم .و حتی حضرت امام  رحمت الله علیه ، ابن عربی ( شیخ اکبر ) مولانا ، حافظ ، و بسیاری از بزرگان ادب و عرفان این سرزمین که ما ایرانیان به داشتن چنین بزرگانی به خود میبالیم  نیزدر نزد گروهی که چون شما می اندیشیدند بلحاظ نحله فکری و اندیشه های عرفانی که داشتند از نظر فکری منحرف محسوب میشوند .

حال به بررسی بعضی از اتهامهای واهی میپردازیم که در مقاله مذکور ارائه شده است:

1.       عرفان کیهانی مشربی است اشراقی که به کلیه پدیده های هستی بصورتی کیفی ( غیر کمی) میگردد در این روش باید و نباید و بکن و نکن در اختیار هر فرد انسانی است و کار خیر و عمل صالح و دیدگاه های فردی زمانی دارای ارزش میشود که موجب ارتقای کیفی دیدگاه ، ارتقاء کیفی اعمال ( اعم از عبادی و غیره) وهمراه با آگاهی و اختیار گردد ، و گرنه صرف انجام یک عمل به طمع ثواب و یا ترس از عقوبت فاقد ارزش بر اساس معیارهای حاکم بر هستی از سوی خداوند است ( ضمن تاکید بر واقعیت داشتن آن) . در اینجا شما کدام پیامبر ی را سراغ دارید که با این معیارها مخالف بوده باشد ، بنابراین ادیان دارای دو جنبه کمی و کیفی هستند که جنبه کمی آن در زمره علوم دینی ( قواعد و معیارهای دینی و فقهی برای اداره فردی و اجتماعی ) و بخش کیفی آن در حوزه عرفان قرار میگیرد که در آن ارتقاء کیفی همان قواعد و معیارها بهمراه ارتقاء ظرفیت کیفی فردی و اجتماعی مورد توجه قرار دارد . بنابراین آنچه در عرفان کیهانی مورد نظر است ارتقاء کیفی عبادات است و هیچگاه چیز دیگری مورد نظر نبوده است ، بنابر این در عرفان کیهانی هیچگاه در خصوص عبادات و نحوه و چگونگی آن سخنی مطرح نشده است ،که اساساً ادعائی در این خصوص ندارد ، بلکه تنها ارتقائ کیفی وتجربه و معرفت عرفانی ناشی از آن مد نظر است. در خصوص علوم نیز عیناً همین قاعده میتواند مورد توجه قرار گیرد پذیرش فرادرمانی به معنای نفی دانش پزشکی بشری نیست ، زیرا قوانین حتمی و در هستی جاری هستند وبشر با کشف و بکارگیری آن موجب پیدایش تمدن بشری و ارتقاء کمی زندگی فردی و اجتماعی و ارتقاء کمی دانش بشری شده است آنچه در فرادرمانی و عرفان کیهانی مد نظر قرار گرفته است توجه به فرا کل نگری و معرفی حوزه های ناشناخته ای از جهان هستی ( غیب )که از قضا دارای قانمونمندی خاص خود است و در کلیه ادیان بدان بصورت پررنگی اشاره شده است ، معرفی فرادرمانی و استفاده از آن در درمان بیماریها که برای اولین بار توسط استاد طاهری انجام گرفته است بر مبنای تفکر فراکل نگری است که در آن به همه پدیده هستی با دیدگاهی کیفی نگریسته میشود ، این دیدگاه کاملاً منطبق با دیدگاه ادیان آسمانی علی الخصوص اسلام و قرآن کریم است ، لازم به ذکر است که در قرآن کریم نیز ایمان به غیب در کنار ایمان به خدا وملائکه و قیامت و اقامه صلاه جزء یکی از شرایط ایمان ذکر شده است.

2.       نویسندگان بدون توجه به نظریه جهان تک ساختاری را که بصورت مفصلی در کتاب استاد طاهری ( انسان از منظری دیگر) توضیح داده شده اقدام به ارائه نظریه ای ساختگی نموده و سپس آنرا به چالش کشیده اند ، بر اساس نظریه تک ساختاری جهان دارای سه بعد ( ماده – انرژی – آگاهی ) است که هر بعد قابل تبدیل به دیگر ابعاد وجودی است . بعبارت دیگر پدیده های گوناگون هستی دارای وجوه مختلفی هستند که بعد شعوری ( آگاهی) آن نیز که تاکنون از دید بشر مغفول مانده بوده است ، در مکتب عرفان کیهانی بطور ویژه و خاص معرفی میگردد که در این راستا ابعاد عملی آن در درمان بیماریها و جنبه های دیگر آن در تغییر نرم افزارهای وجودی انسان مورد معرفی و مطالعه دقیق نظری و عملی قرار میگیرد ، آری دوستان عزیز آنچه از نظر شما غیر قابل قبول به نظر میرسد ، حقیقت دارد آنچه که در پس نقابهای مختلف ساختار وجودی ما وجود دارد مجموعه ای بسیار پیچیده از سیستمهای نرم افزاری است که بصورت بسیار منظم و دقیق به کارکردهای خود در ساختار انسان مشغولند ، بخشی از این سیستمها در بخش خودآگاه و بسیاری دیگر در بخش ناخودآگاه ما فعال هستند ، و ارتباطات آنها با یکدیگر نیز طبق یک ساختار مشخص و دقیق عمل میکنند ، این مجموعه سیستمها ، ساختار عقل و هوش آدمی نام دارد ،که ساختاری بسیار منظم و شبه نرم افزاری دارد و همه این مجموعه به نحوی است که با دستکاری در آنها پاسخهای بسیار واضح و روشن و قابل مطالعه و ارزیابی آزمایشگاهی و بالینی در یافت میشود این موضوعات بطور خاص در سایمنتولوژی مورد بحث قرار میگیرد آنچه که در مقاله بعنوان فراروانشناسی مورد اشاره قرار گرفته است در واقع آنچیزی است تحت عنوان نظریه سایمنتولوژی توسط استاد طاهری برای اولین بار در یکی از دانشگاه های کشور مطرح و ارائه شده است وبدلیل استحکام نظریه و عملی و قابل لمس و آزمایش بودن این نظریه ، نتایج آن بسیار مورد توجه قرار گرفته است. این نظریه جدید و بدیع که ریشه ای بسیار واضح و صریح و قابل مشاهده در آیات قرآن حکیم دارد نظریه است که درآینده ای نه چندان دور جای خودرا در محافل علمی و دانشگاهی باز خواهد کرد . ضمناً فراموش نکنیم هر نظریه جدیدی که با چشم ظاهر بین ما ظاهراً موافق آنچه مورد قبول و پسند ما هست ، نبود حتماً مخالف آن نیست چرا که همین منطق در قرون وسطی برای منکوب کردن دانشمندان در ارائه نظریات جدید بکار گرفته میشد که داغ شرمندگی سوزاندن گالیله دانشمند ایتالیا ئی در ارائه نظریه گردش زمین به دور خورشید هنوز بر پیشانی کلیسا پیداست ،زیرا  جرم او ارائه نظریه ای بود که مخالف نظریه نجومی بطلمیوسی که درآن زمان قطعی تلقی میشد و مخالف ظاهرآیات   انجیل ویا کتاب مقدس بود ، حال که ابرهای جهل و نادانی از آسمان معرفت بشری کناررفته است تنها روسیاهی به ذغال  مانده است ، و کسی سوال نمیکند حال که جاهلان نیستند که گالیله را بسوزانند ما با گالیله های زمان خود چه میکنیم؟

3.       شریعت و عرفان دو بال پرنده دین هستند و لذا نه تنها تضادی بین آندو نیست بلکه مکمل و متمم یکدیگرند پیامبر گرانقدر اسلام به مسلمانان توصیه کرده اند که اطلبوا العلم ولو بالسین ، یعنی کسب دانش آنقد اهمیت دارد که برای کسب آن رنج سفری دراز به چین نیز توصیه شده است ، راستی اگر قرار باشد نویسندگان همین مقاله بجای کسب درآمد از ارائه مقالاتی غیر کارشناسانه و ساختگی و پر از اتهام ، برای کسب و یادگیری همان مطالب وجهی هم بابت آن بپردازند آیا حاضر به چنین کاری هستند ؟، پاسخ آن هر چه باشد مهم نیست ولی بیائید منصف باشیم وبه درک و  علم و شعور افراد مشتاقی که برای درک مفاهیم نظری و عملی عرفانی از راههای دور و نزدیک و با تحمل رنج سفر و با پرداخت وجوهی اقدام به یاد گیری مینمایند احترام بگزاریم و الا  و لاجرم در معرض و مصداق این آیه قران حکیم قرارمی گیرید که 'ویل لکل همزه لمزه' زیرا  بی توجهی و تجاهل  نسبت به آیات و حکمتهای الهی است و هم هرزه زبان و عیبجو بودن دارای مکافاتی است که خداوند وعده داده است ، 'ختم الله علی قلوبهم و علی سمعهم و ابصارهم' . لذا شفای بیماری کینه توزی علم و حکمت گریز تنها نزد خداوند بزرگ است که تنها با تسلیم بودن در مقابل او به قلب سلیم اعطا میشود ، بیائید همگی دعا کنیم و از شر وسوسه های شیطان به او پناه ببریم.

4.       موضوع شعور و ضد شعور که متاسفانه در مقاله بصورت تحریف شده ای بدان پرداخته شده است  یکی از مهمترین مباحثی است که در حوزه ادیان آسمانی از سوی انبیاء الهی بدان پرداخته شده است که به بعضی از آنها اشاره میکنیم: موضوع کسب مال حلال و حرام و تاثیر آن چه که از این راه تهیه شده است در زندگی حال و آینده بشر  ، موضوع حرام بوده استفاده از گوشت قربانی که برای غیر خدا ذبح شده است ، حرمت موسیقی غنائی در فقه اسلامی ، فلسفه ذکر نام خدا در زمان استفاده از طعام ، متبرک کردن با دعا و بعضی مراسم خاص در شرایع و .................. و تعداد بیشماری از احکام و دستوراتی از این قبیل که در شرایع مختلف بدان اشاره و دستور داده شده است همگی به حقیقت واحدی اشاره میکنند که همانا تاثیر پذیری اشیاء پیرامونی ما از افکار، گفته ها و اعمال ماست . هرچند این موضوع که در ادیان آسمانی مورد بحث واقع شده است ولی نحوه نگرش به این مبحث در سالهای اخیر از عمق خاصی برخوردار شده است که بدون شک مدیون پیشرقت تکنولوژی است ،‌ در حال حاضرنظریه تاثیر شعوری بر موسیقی ، کلام ، نوشته و مقاله ، و محیط اطراف و غیره که توسط استاد طاهری بیان شده است و خوشبختانه تحت عنوان ' شعور و ضد شعور'در سایت موسسه نیز موجود است که از شما و دیگر علاقمندان دعوت میکنیم برای آشنائی با این نظریه به سایت مراجعه فرمایند .

خلاصه نظریه استاد اینست که مکانیزمی هوشمند و خودکار در عالم هستی وجود دارد که متاثر از محور وجودی ما و بارشعوری (مثبت و یا منفی ) ناشی از آن میباشد ، به نحوی که بصورت خودکار و غیرارادی هم بر آثار صادره از انسان بار شعوری برجای میگذارد و هم از بار شعوری حامل آنها تاثیر میپذیرد. این بار شعوری قابل ردیابی و شناسائی و قابل ارائه به عموم است که تلاش چند ده ساله استاد برای معرفی بار شعوری اشعاری که در موسیقی بکار میرود ، در همین رابطه است . اخیراً یکی از دانشمندان ژاپنی بنام پرفسور ایموتو (IMOTO) موفق شده است تاثیر پذیری آب را از حالات روحی و احساسات ، کلام ، موسیقی ، دعا و غیره از راه مطالعه کریستالهای آن به اثبات برساند که عکسهای آن به وفور در سایتهای اینترنتی موجود است و تعدادی از کتب منتشره توسط پرفسور ایموتو به زبان فارسی نیز موجود است.

بنابراین این نظریه هم ریشه ای کهن در ادیان دارد و هم با ابزارها و روشهای تجربی با شواهد متقن به اثبات رسیده اند و اساساً از نظر ما اهمیت موضوع از این قرار است که با هشیار شدن نسبت به این موضوع ، علاوه بر بهداشت فردی و اجتماعی و محیطی و بهداشت روانی موضوع بهداشت شعوری نیز وارد زندگی ما بشود و با رعایت آن برخی مشکلاتی که ناشی از عدم رعایت این موازین است از میان برود . حال خواننده خود میتواند قضاوت کند که ....

 میان ماه من تا ماه گردون     تفاوت از زمین تا آسمان است ، نظریه شعور و ضد شعور استاد طاهری کجا و نظریه غیر واقعی  ارائه شده در مقاله تحت همین عنوان کجا.

5.       در این مقاله بسیاری اتهامها ی ریز و درشت دیگری که از مسائل اخلاقی و  برنامه ریزی برای انحطاط خانواده ها گرفته تا وابستگی به قدرتهای خارجی وغیره مطرح شده است که در همان چارچوبی که در ابتدای این مقاله ذکر شد ، بی اساس بودن آن اظهر من الشمس است و به نظرمیرسد آنهم از جمله مطالبی است که ساخته و پرداخته ذهن نویسندگان و  برای تحت تاثیر قرار دادن مخاطبانی خاص بیان شده است وگرنه دستگاههای نظارتی و مسئول کشور به اندازه کافی نظارت و اشراف بر کلیه فعالیتهای قانونی موسسه عرفان کیهانی دارند و دوستان خود خوب میدانند که وادی عرفان کیهانی مبرا از چنین برچسبهای ناچسبی است.

سخن خودرا با شعری از زنده یاد سهراب سپهری به پایان میبرم

آب را گل نکنیم

در فرودست انگار ، کفتری می خورد آب

یا که در بیشه دور ، سیره ای پر می شوید

یا که در آبادی ، کوزه ای پر میگردد

آب را گل نکنیم

شاید این آب روان می رود پای سپیداری

تا فرو شوید اندوه دلی

دست درویشی شاید

نان خشکیده فرو برده درآب

زن زیبائی آمد لب رود

آب را گل نکنیم

روی زیبا دو برابر شده است

چه گوارا این آب

چه زلال این رود

مردم بالادست ، چه صفائی دارند

چشمه هاشان جوشان ، گاوهاشان شیر افشان باد

من ندیدم دهشان

بی گمان پای چپرهاشان جا پای خداست

ماهتاب آنجا می کند روشن پهنای کلام

بی گمان در ده بالادست ، چینه ها کوتاه است

غنچه ای می شکفد ، اهل ده با خبرند

چه دهی باید باشد

کوچه باغش پر موسیقی باد

 

مردمان سررود ، آب را می فهمند

گل نکردندش ، مانیز

آب را گل نکنیم

 

مقالات استاد محمد علي طاهري

گزيده

ورود اعضا / عضویت

آمار بازدیدکنندگان

563065199
امروز
دیروز
این هفته
هفته گذشته
این ماه
ماه قبل
مجموع
3534
6489
47873
14008362
161215
216473
563065199

Server Time: 2019-02-22 12:35:21

Google Translator

معرفی سایت به دوستان


Design BY ErfaneKeihani.tk