اعلام ارتباطات درماني و مجاز    براي استاد بزرگ راه حقيقت

 استاد محمد علي طاهري عزيز دانشمند و ابر مرد حقيقت جوي زمانه  و بنیانگذار طب های مکمل فرادرمانی و سایمنتولوژی 

 از تاریخ  1390/02/14  بازداشت و تا کنون در زندان به سر می برند 

فقط با این آدرس وارد سایت شوید

آدرس اصلی 
سايت سايمنتولوژي - فرادرماني
WWW.ERFANEKEIHANI.COM

مطالب مطرح شده و پاسخ ان به روزنامه ها

امتیاز کاربران

 

به نام خدای رحمان و رحیم

سعید یسایی

  خدایا، مرا همواره آگاه وهوشیار دار تا پیش ازشناختن درست وکامل کسی قضاوت نکنم.

 خدایا، تقوای ستیزم بیاموز تا درانبوه مسوولیت نلغزم و از  تقوای پرهیز مصونم دار تا در خلوت عزلت نپوسم.

زنده یاد دکتر شریعتی 

با سلام خدمت دست اندرکان روزنامه جام جم، مخصوصا جناب آقای حسینی،بزرگواران

اندیشه ها و نوشته ها و اکثر مقالاتی که در این ویژه نامه منعکس گردیده و یا به رشته تحریر در آمده اند،

در ظاهر امر، نشان از خروشی بی قرار، برای رسیدن به حقیقت و معرفی راه از بیراه را برای مخاطب به ارمغان می آورد، منتها ذکر نکاتی بسیار مهم در این عرصه و در فضایی که شما عزیران و با مسوولیت خطیری که بر عهده دارید را لازم به یادآوری دانسته و آرزومندم که به آنها جامه عمل بپوشانید تا

همگی مان در طی طریق کمال و شناخت آن به والاترین معانی دست پیدا کنیم تا بتوانیم سبکبال به بی نهایت زیبای خداوند سفر کنیم... در این عرصه، اکثر مردم علاقه خود را به دین از دست داده اند،

بی علاقگی به دین حقیقی که بر مبنای عقاید انحرافی عده ای کاسب کار و رمال و دعا نویس و ...

مرسوم گردیده و به شیوه های افراطی به سمت نزول و کج راهه های بیشمار به پیش می رود و همگی شان، سعادت و غایت آدمی را درست برخلاف آنچه که باید باشد، معرفی می نمایند؛مسوولیت افراد وانسانهایی اندیشمند به مانند شما را، بسیار فراتر از چند ستون و یا صفحه ای رنگین از یک مجله

و روزنامه ای پر تیراژ، عیان می نماید.  برداشتی را که از خواندن مقاله مذکور، متصور می گردد، بنده را به نقدی عاشقانه برانگیخت که نه در این نامه محدود، بلکه بعنوان عاملی مسوول و از طریق ارتباط فکری

و شعوری با شما و سایر خوانندگان آن و در جهت ساختن جامعه ای زیبا و ارزشمند، دست در دست هم، حرکتی شایسته و با بصیرتی الهی گونه و نه یک طرفه و مغرضانه برداریم. گرامیانبرای مشاهده دین و عمل

به آن و بعد از خودسازی واقعی و عملی و به کمک رهروان و رسولان حقیقی این طریق، می توانیم به فراسوی آن برویم. پس هرکس در ابتدا باید به سراغ خود و درونش برود و با دیده دل به همه چیز بنگرد،

در نظرگاه دل، همه انسانها اعم از هر نژاد و مسلک و آیینی در پناه خدای مهربان هستند و سالک حقیقی می داند که  آیین حق و مسلک حقیقت مربوط به یک ملت یا دین خاص نمی باشد. آگاه باشیم

به این آیه و نشانه پروردگار که:" ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیر ما بانفسهم "خداوند سرنوشت هیچ قوم و ملتی را دگرگون نخواهد ساخت مگر اینکه تک تک اعضای آن سعی و تلاشی الهی در این رابطه ایفا نمایند. بیاییم در آیینه الهی، چاره ای بیاندیشیم و طرحی نو بیابیم تا در وحدتی ژرف و رهایی از

کثرت و برای رسیدن به وحدت وجود که شاکله هستی ست، پس از رسیدن به اندیشه درست، مسیر تحول را طی نموده و نهضت عاملان راه حقیقت را در عمل زنده نگاه داریم. خود حقیقی مان که همان

خدای درونمان است،‌ با انتقادهایی مغرضانه و یک طرفه، روی به ما نمی گرداند، (‌البته منظورم بر این نیست که کورکورانه پای در هر راه و مسلکی بگذاریم.)آگاه شویم به این مهم که با اینهمه زباله قضاوت

و خودبرتربینی و حسادت و غیبت و .... که بر سر و رویمان سنگینی می کند بیدار نخواهیم شد.بوی تعفن همین زباله هاست که خواب آلوده مان کرده و تخدیرمان می کند تا همچنان در خواب غفلت بمانیم.

بدون تفکر و تعقل و با انکار هر شیوه نو و تعصب بر هر نگرشی؛ برایمان دست و پا زدن و درجا زدن را، به ارمغان خواهد آورد.همه چیز را محکوم نکنیم، فقط در پی پاک کردن صورت مساله های جدید نباشیم،

که سرآخر به آخرین پله نردبان می رسیم و تازه در می یابیم که تمام زندگیمان به عبث گذشته است.

بله! رسیده ایم، اما به کجا ؟رسیده ایم به جایی که برای آن جنگیده ایم و بسیاری را به خاک سیاه نشانده ایم، و بسیاری دیگر را سکوی پرش خود و پایمال صعود خود کرده ایم .... ولی چه در کف

داریم؟؟؟ 

     هیچ دانی فرق هستی و عدم؟                   هان ! قلم باشد قلم باشد قلم! 

قلم و آثار و نوشته هایی که از آن منتج می گردد، نوعی خلقت برای انسان و نویسنده محسوب می گردد و شخص در مقام خالق قرار می گیرد؛‌ پذیرفتن چنین حقیقتی نیاز به شهامتی وافر دارد که هرکس که قلمی بدست می گیرد ، باید به نقش و جایگاهش اشراف کامل داشته باشد تا هر خواننده ای را دچار لغزش و انحراف ننماید که عاقبتی بس خطیر را با خود به همراه خواهد داشت که در طول تاریخ و با مشاهده اقوام گذشته و حال،‌ شاهد بر این موضوع بوده ایم که:‌چه انسانها و چه ملتهایی به خاطر عدم رعایت همین مهم، سرنوشتشان به بیراهه رفته و آینده نسلهای بعدی شان نیز دستخوش همان قلم و همان اندیشه غلط  قرار گرفته است. خلاقیت حقیقی یک نویسنده که برای خدا و به جهت آگاه سازی همنوعانش قلم می زند، فقط واقعه نوشتن و انتقال پیام است تا بتواند هر خواننده ای در مطالعه آثارش به جستجوی خویشتن خویش و خدای خویش دعوت نماید.پس یک کتاب، یک مقاله، یک پیام و یک و یک های دیگر، کارخانه تحویل و تبدیل بین انسان و خداست، بین نور و ظلمت؛ کارخانه تبدیل انسانی به انسان دیگر و خدائی به انسانی دگر و انسانی به خدایی دگر. خداوند در سوره علق می فرمایند:‌«‌ انسان

بواسطه قلم برپا شد. »‌ یعنی:‌ قلم خلاق و اصیل قلمی است که در جستجوی خدای خویشتن و در خویشتن است و خدائیت خود را یعنی مقام خلافت اللهی خود را می جوید که بازتاب مثبت آن بر هر خواننده ای عیان می گردد. ولی آیا در مقاله مذکور چنین برداشتی، برای خواننده به تصویر کشیده شده است ؟ آیا متولیان و گردانندگان، نظارتی بر صحت و سقم اطلاعات  گردآوری شده، به انجام رسانده اند ؟ نویسنده محترم، آیا

به ابداع کننده این سیستم نوین و مطالبی که در ترمهای بالاتر آن مطرح می گردد، اشراف کاملی داشتی که بدین گونه قلم زدی؟ چرا عمل هریک از ما، بدون فکر و تحقیق صورت می گیرد و هریک از ما صورت و تعبیری زیبا  از عشق و روشنگری و آگاه سازی به دیگران، به آن می دهیم؟و چرا بشر امروز دچار این همه عذاب و جنگ و ناتوانی و عداوت بی پایان شده است؟ برای حرکت در مسیر الیه راجعون، باید فهم درستی از فلسفه آفرینشمان داشته باشیم و بدانیم که اگر بخواهیم اعمالمان، رنگ عشق  و رایحه الهی به خود بگیرد، نیازمند تفکر و تجسس هستیم؛می بایست همواره نسبت به کارهایی که انجام می دهیم،

آگاه باشیم، از تمام جوانب، اعمال و کردارمان را مورد نقد و بررسی قرار دهیم تا بازتابی شایسته برای خود و هستی به یادگار گذاریم؛اگر احساسات و افکارمان بر علیه کسی تحریک شد، آنها را بر شخص مذکور و بصورتی که شما در مقاله هایتان ارایه داده اید، فرا نیفکنیم؛اندکی تامل نماییم و اگر هدف و نیتمان، سازندگی است، ‌دقیقا،‌ آنچه که هست را بگوییم و بنویسم نه آنچه که برداشت می کنیم و از تمامی زوایا به قضیه بنگریم، ‌نه فقط از زاویه محدود فکر و ذهنمان، تا " استعلایی " را تجربه کنیم و به فهم و درک عرفان ( معرفت )، نایل آییم و دچار عافیت طلبی، تقدیس جهل و بی خردی نگردیم. 

اینجانب که به همراه تعداد زیادی از دوستان و وابستگان در کلاسهای استاد طاهری  شرکت مینماییم، توسط ایشان  و مجموعه دلسوزشان، به درک و نگرشی ژرف از خلقت ارزشمندمان رسیده و بعد از مدتی به این نتیجه رسیدیم که انتخابی زیبا و سازنده نموده  و پس از گذراندن دوره های مذکور آگاهانه انتخاب کردیم که اوج اندیشی و تحول در ذهن، کلام و اعمال مان ،‌در نتیجه تحول و خودشناسی تک تک مان و آگاه سازی و حمایت دایم از جامعه مان و بر مبنای اصول زیر که محورهای اساسی در عرفان کیهانی (حلقه )‌می باشد، نهایی می گردد: - شناخت شبکه های مثبت و منفی و اجتناب از شبکه های منفی.- شناخت مظاهر "من دون الله" و اجتناب از آن (ایاک نعبد و ایاک نستعین).- شناخت

"کمال و قدرت" و تفکیک آنها از یکدیگر و به کارگیری محور "کمال". - رسیدن به معرفت جهان بینی،مراسم و مناسک. - توجه به اشتیاق، که پول رایج دنیای کمال بوده و در این وادی، مشتاق ترین ها، همانا ثروتمند ترین ها هستند و همه چیز در این وادی مزد اشتیاق است.- توجه کامل به اختیار انسان که تعیین کننده ی کمال و کیفیت حرکت او می باشد. البته منکر این موضوع نیز نیستم که افراد و موسساتی از این قبیل و با عنوانهایی جذاب، سعی در سرکیسه کردن مردم و دور کردن مقطعی آنان از فراز و نشیبهای زندگی می باشند که  با افسونگریهایی خاص، از بن بستها و بدبختی های انسانها،‌ سود جویی می کنند و جیب و جان و شعور مردم را غارت می کنند،‌ سرآخر و ضمن پوزش و طلب عفو از خوانندگان محترم و نویسنده و مجریان مجله فوق، عرض می نمایم که دیدگاهها و نظریات فوق را حمل بر تعصب و توهین اینجانب نگذارند و با دیده دل بدان بنگرند و بدانند که همگی مان در این عرصه از حیات، بمانند مامورینی هستیم که می بایست در تمامی لحظات زندگی، پیامی از سوی الله برای هستی داشته باشیم.

از خدای سمیع و بصیر می خواهم که همواره به حضورش آگاه باشیم تا همه پیامهای ارزشمندش را تجربه کرده و بمعنای واقعی، پذیرای آن باشیم. 

پروردگارا  

عقل و علم و عشق و ایمانی عطا کن که راه را بشناسیم.

و بر وظیفه مان عمل کنیم.

توفیقمان ده همواره بذر مهر بکاریم.

الهی یاری مان ده تا از رنج هم بکاهیم و بر درد هم مرهم باشیم

و امید بخش و شادی آفرین گشته و همواره صلح و آرامش بیافرینیم.

مهربانا

یاری مان ده تا بهترین فکر و کلام و کردار را برگزینیم

همیشه ذاکر و شاکر و خادم و خدایی باشیم.

پروردگارا

در جام جمله هایمان نور بریز آنچنانکه ساقی شراب عشق تو شویم

و همگان را از مهر به تو مست کنیم.

کمک کن تا در بند جهل و نفس و غفلت و غرور و حرص و حسد محبوس نگردیم .

چگونه بودنی را بر ما بیاموز که :

آن هنگام که سفیر سفر از راه رسید

سوگوار زمان مرده نباشیم و بر بیهودگیمان اندوهگین نگردیم.

مگذار غافل ازحال یکدیگردرخودخواهی و خوشیهای خیالی بمیریم.

مگذار از بی دردی بمیریم مگذار بیراهه برویم مگذار بی تو بمانیم . .در پناه  الله ( ‌اکبر )‌، دریا دل باشیم و

دل اندیش.تسلیم حقیقی باشیم تا به درجه صالح شدن نایل گردیم.

با تقدیم احترام

8/12/86 

امتیاز کاربران

 

به نام خدا

 

 

          صالحی

یکی از بیماران شفایافته به واسطه ی فرادرمانی 

 

در صفحات 58 و 59 ویژه نامه ی فرقه های منحرف نوپدید (مرداد 1388) ،ضمیمه ی رایگان روزنامه ی جام جم مطالبی در نقد عرفان حلقه انتشار یافته است که هر کس که کمترین آشنایی با آن دارد رامتحیر می کند، چگونه مدعیان دینداری چنان دیکته ای می نویسند که تعداد غلط هایش بیش از کلمات آن است!

1ـ گرچه عرفان حلقه ، نسخه ای از عرفان نظری وعرفان عملی است که برای تمامی سطوح جامعه قابل بهره گیری است ،اماشایسته است چند نویسنده با سطح دریافت ژورنالیستی به حیطه ی نقد آن وارد نشوند واین مهم رابه اهل فن بسپارند. کم مایگانی که یک نگرش معرفتی را فرقه قلمداد می کنند ، عرفان حلقه را حلقه ی عرفان می نویسند و اولین مفهومی که از شنیدن نام حلقه به ذهن محدودشان خطور می کند ، نام فیلم ارباب حلقه هاست.

2ـ فرقه به گروهی اطلاق می شود که با انشعاب از عقاید جمعی ، با مناسک وآداب خاصی خود را از دیگران متمایز می دانند. اگریک اندیشمند، نگرشی را به جامعه ارائه کرد که توده ی جامعه فهمیدند و دیگر اندیشمندان پسندیدندو تایید کردندتعداد بیشتری از پرسش های بشری را پاسخ گفته است و نکته ای از سخنانش را خلاف عقل ووحی نیافتند و عده ای به صدق کلام و اقنای وجود گرد او آمدند ، اطلاق عنوان شیطنت آمیز وتحریک کننده ی فرقه ، بی شک برای نگارنده و تایید کننده و انتشار دهنده عواقب اخروی سنگینی خواهد داشت!

3ـ هر کس دوره ی فرادر مانی را گذرانده است می داند دراین روش، درمان توسط انسان انجام نمی شود واگر کسی درمان را به خود نسبت دهد خود به خود از دایره ی فرادر مانگران خارج است ! اما این که روش فرادرمانی از عهده ی یک بیماری برنیاید نیز بی معنی است ؛ زیرا خالق شیء ، مصلح عیوب آن نیز خواهد بود!

4ـ درمان در فرادرمانی توسط کارگزار خالق مطلق وبه در خواست فرادر مانگر انجام می شود (هو الشافی). دقیقا مانند این که کسی برای شفای بیماری دعا کند. اما دعای قلبی ونه لفظی. از آن جا که فرادر مانی قابل تکرار و تجربه است ف یک موضوع علمی به شمار می آید. بنابر این صرف نظر از مبانی هستی شناسانه اش که منطبق با عقل و دریافت های عرفان های توحیدی است ، به لحاظ علمی قابل پژوهش است و با هوچی گری های کورکورانه مردود نمی شود.

5ـ ورود به دایره ی فرادرمانگران هیچ شرط اعتقادی ندارد . آیا خداوند برای دعاکنندگان شرط گذاشته است؟! اما فرادرمانگری سبب اعتقاد عملی به خداوند است ، زیرا فرد شاهد درمان های معجزه آسایی است که می داند کار خودش نیست. پس پی به وجود کارگزار هوشمندی می برد که حکمت الهی را درهستی جاری می کند. 

از طرفی فرادرمانی یکی از شاخه های موفق طب مکمل است. آیا معقول است احراز شرایط علمی وعملی یک شاخه از طب مکمل مشروط به عقاید خاصی باشد؟

6ـ فرادرمانی مشروط به بعد مسافت نیست. آیا دعا برای شفای بیمار مقید به مکان است؟

7ـ فرادرمانگیری مشروط به ترک هرگونه تلاش ذهنی است. چگونه ممکن است یک فرادر مانگر از کسی بخواهد که به چیزی فکر کند؟

8ـ جملات بی معنی متعدد نظیر : "...اگر هر شعور برای دیگر پدیده هاضد شعور نبودما نمی توانستیم فرقی بین خود وجهان هستی قائل باشیم..." از هر کس نقل شود بی معنی است. شایسته است نگارنده تحلیل مباحث عمیق را به عهده ی اهل فن بگذارد و به جای سر در گمی مخاطب، او را به فایل صوتی تئوریسین نظریه یشعور وضدشعور که به راحتی در اینترنت قابل دسترسی است ، ارجاع دهد.

9ـ سال هاست نظریه ی عرفان حلقه مشروحا در دو کتاب انتشار می یابد. در هیچ کجای این کتب نیامده است :"ماده وانرژی وتضاد ، سه رکن شعور کیهانی است. شایسته است یک ژورنالیست جملات را از عین منابع مکتوب نقل کند تا از حدود قانون وشرع خارج نشود.

10ـ خوب است نگارنده ی مقاله بداند شعر را می سرایند و ابداع نمی کنند. حداقل احترام به شعور مخاطب، نقل چند بیت از شعربود تا خواننده قضاوت کند.

11ـ فرادرمانی در یک دوره ی 24 ساعته طی شش هفته تدریس می شود نه هشت دوره. شهریه ی آن نیز به مربی پرداخت می شود و چیزی به بنیانگذار فرادر مانی تعلق نمی گیرد. شهریه صرف اجاره ی محل کلاس ، پذیرایی ولوازم آموزشی ، ودستمزد مربی می شود.در هیچ کجای دنیا آموزش مجانی نیست ؛ مگر آن که تبلیغی در کار باشد . از طرفی دریافت شهریه نشانه ی شفافیت محل تامین بودجه برای آموز ش است. خوب است هزینه ی 40 یا 50 هزار تومان برای 24 ساعت رابا هزینه ی آموزش های دیگر درکشورمقایسه کنید.

اما فرادر مانگیر حق پرداخت هیچ وجهی راندارد ، کما این که فرادر مانگر حق مطالبه ی مبلغی را ندارد.

12ـ مفهوم حلقه و مفاهیمی همچون وحدت ملهم از آموزه های قرآنی است و اگر تصوف هم از آن استفاده کرده است ، دلیلی بر برداشت عرفان حلقه از تصوف ندارد.

13ـ در عرفان حلقه نه ذن موضوعیت دارد نه آرامش به ذهن و بررسی هاله ها و مواجهه با طلسم. فقط شناخت کارگزار الهی وبهره مندی از رحمانیت عام الهی مطرح است که ارتباطی با آیین هند وچین ندارد.

14ـ فرا روانشناسی ناشی از توجه برخی روانشناسان به متا فیزیک است و معنی ندارد دست مایه ی یک مکتب عرفانی با این ابعاد گسترده قرار گیرد. تنها یکی از تئوری های زیر مجموعه ی فراکل نگر ی یاInteruniversal ، تئوری ذهن ـ روان شناسی فرا کل نگر یا Psymentology است.

15ـ انرژی درمانی یکی از شاخه های شناخته شده ی طب مکمل در جهان است که به برکت جهالت برخی ، در ایران دستخوش سوء استفاده ها ی شخصی قرار گرفت و هیچ ارتباطی با فرادرمانی ندارد.

درمان در انرژی درمانی به فرد انرژی در مانگر وابسته است اما در فرادرمانی به فرد بستگی ندارد.

 درمان در انرژی درمانی از راه دور امکان نداردو به حوزه ی پلاریتی انرژی درمانگر وابسته است اما در فرادرمانی نیازی به استفاده از دست نیست وبه بعد مسافت بستگی ندارد.

درمان در انرژی درمانی محدود به حوزه ی پلاریتی بدن است اما در فرادرمانی تمامی اجزای وجودی اعم از بدن و ذهن وروان و....تحت د رمان قرار می گیرد.

 انرژی درمانی برای انرژی در مانگرعوارض دارد اما فرادرمانی نه تنها عوارضی ندارد بلکه زمینه ی در مان وی را نیز فراهم می کند.

انرژی درمانگران مبالغی را برای در مان در یافت می کنند اما فرادر مانگران حق در یافت هیچ مبلغی را ندارند.

16ـ این که بسیاری از فرادرمانگران قبلا با عرفان های سرخپوستی آشنایی داشته اندـ به فرض پذیرش توان نگارنده به بررسی آماری طیف فرادرمانگران ـ گواهی است بر این مدعا که اولا ،مشتاقان فرادرمانگری در جستجوی حقیقت اسیر دگماتیسم فرهنگی و تقلید کور کورانه از دین آباء واجدادی خود که منفور قرآن است، نبوده اند. در ثانی ، عرفان سرخپوستی را پاسخگوی پرسش های خود نیافته اند.

17ـ اگر نقل قول از حضرت مسیح علیه السلام تبلیغ مسیحیت است پس تمامی ائمه معصومین علیهم السلام مبلغان مسیحیت اند زیرا در روایات متعدد از ایشان نقل قول کرده اند.

آیا عقلانی است به گفته ی خود نگارنده ی مقاله، شخصی در9 دوره ی شش هفته ای به طور مستمر از بزرگان دین نقل قول کند و سپس مرتکب بدعت شود؟ با این کوته نظری لابد پخش سریال "بشارت منجی| نیز تبلیغ مسیحیت است!

18ـ واضح است دروغ پردازی های ویژه نامه ی جام جم علیه عرفان حلقه و دادن نسبت های مضحک وابستگی به استعمار و صهیونیست و سیاسی ـ امنیتی جلوه دادن یک جریان فرهنگی مفید و پیشی گرفتن از شرع وقانون ومخدوش کردن ذهن مدیران و تصمیم گیران به خیال خوشخدمتی ، جزای سنگین دنیوی و اخروی را برای نویسندگان و تاییدکنندگان و انتشار دهندگان در پی خواهد داشت. شب دراز است و قلندر بیدار!

تهران ـ شهریور 1388

 

امتیاز کاربران

 

به نام خدا

 

فهیمه اعرفی

 

تعدادی از بیانات ، مصاحبه ها و برخی از گزارشات تحقیقی در خصوص خرافات ، فرقه های نوپدید و عرفان های انحرافی در ویژه نامه سراب (ضمیمه رایگان روزنامه جام جم) ، به شیوه ای نگارش یافته که مطالعه کننده به راحتی قادر است مطابقت آن ها را با موازین و اصول روشنگر حق از باطل ، تشخیص دهد ، لیکن با کمال تعجب و ناباوری در پناه و لا بلای همین مطالب حق گونه ، برخی از گزارشات و متون اغوا کننده متفرق نیز درج شده است که ، دقیقا شیوه نگارش کور و التهاب افکن ناحق را که مطابق با اصول مورد نظر استحاله کنندگان فرهنگ انقلاب اسلامی است ، تداعی می نماید.

 

این شیوه نوشتاری (ظاهرا زیرکانه) در خصوص موضوعات مهم خبری ، معمولا مورد استفاده خبرنگاران غربی و فارغ از رعایت اصول اخلاقی ، اسلامی قرار می گیرد. در این روش نویسنده با القائاتی خود ساخته و هدفمند بدون ارائه اسناد معتبر و استدلال های منطقی و تخصصی ، صرفا از نکات عوام پسندانه بهره می گیرد ، و نویسنده به منظور تاثیر گذاری گسترده بر افکار عمومی تلاش می کند با پرونده سازی فرضی و چالشی ، اقدام به محاکمه ، قضاوت و صدور حکم یک سویه در باره موضوع مورد نظر نموده ، و در نهایت مطلب القایی خود را در جریده ای کثیر الانتشار و نسبتا معتبر منتشر نماید.

 

در اولین نگاه به مفاد کلیه مطالب سراب به سادگی می توان پی برد که برخی از نویسندگان محترم دقیقا از همین شیوه نگارش برای موضوعاتی خاص بهره جسته اند. لیکن به نظر می رسد این عزیزان علیرغم برخورداری از حمایت روزنامه ملی جام جم دو نکته کلیدی زیر را به کلی فراموش نموده اند:

 

1-     اینجا کشور جمهوری اسلامی ایران است و نه یکی از کشورهای معتقد به اصول مادی که به اصول و فرهنگ اخلاق ، اسلام ، عرفان و انقلاب اسلامی کوچکترین پایبندی ندارند!

2-     هدف اصلی ویژه نامه ای که با نام "سراب" منتشر شده است ، معرفی و ترویج اخلاق و عرفان اسلامی به منظور افشاگری حربه های شیطانی برای اغواگری و ایجاد فرقه های منحرف در بین ملت اسلامی ، معرفی و تبلیغ شده است!

 

در هر صورت ، اهداف شخصی نویسنده و یا نویسندگان این شیوه نگارش ضد اخلاقی غربی ، هر چه می خواهد باشد مهم نیست ، اما در این میان مدیران محترم رسانه ملی جام جم به عنوان مسئولان متعهد و متخصص در این مقوله ، ملزم به پاسخگویی به چند سوال بنیادین هستند. از جمله:

 

ü       آیا هیچکس مغایرت های فاحش در شیوه نگارش گزارشات و مطالب و اخبار را با اصول معرفت ، اخلاق و انقلاب مقدس جمهوری اسلامی در این رسانه مهم ملی ، کنترل و نظارت نمی کند؟

ü       آیا این شیوه انتشار که صرفا نشر ذهنیات و منویات نویسندگان گزارشات است ، خود ترویج و اشاعه عمومی فرهنگ غیر اخلاقی شایعه پراکنی و ترویج ظن و گمان برای استحاله اصول واضح انقلاب اسلامی ایران به شمار نمی رود؟

ü       آیا نتیجه انتشار این تناقضات روشن و آشکار خود منجر به کاهش اعتماد عمومی به رسانه های ملی واستقبال عموم از رسانه های خارجی نمی گردد؟

ü       آیا با نا امیدی عمومی نسبت به رعایت عملی اصول اخلاقی و اسلامی توسط ارگان های وابسته به نظام اسلامی مانند جام جم ، عملا به ایجاد و تقویت "فرقه های نوپدید و مخالف با انقلاب اسلامی" مساعدت نمی شود ؟

ü       آیا این طریقه رفتار دوگانه از رسانه ای ملی به مصداق اشاعه و ترویج شعار مادیون ، "هدف ، بکار گیری هر وسیله ای را توجیه می کند" ، نمی باشد؟

ü       و آیا این اینکونه انتشارات رسمی به منزله چراغ سبز به هر شخص و یا گروهی نخواهد بود تا با تغییر چهره ظاهری ، اهداف شیطانی پنهان خود و اربابانشان را در پناه امن ارگانهای وابسته به نظام تحقق بخشند؟

ü       و آیا پس از تخریب و انحراف در اصول مسلم اسلامی اذهان عمومی قادر به شناسایی ، معرفی و مواخذه مسببین ، و جلوگیری از تکرار و تشدید این گونه اعمال که بنام نظام اسلامی در تاریخ به ثبت می رسد ، خواهد بود؟

ü       و در نهایت بهای سنگین خسارات ناشی از این التقاط و تلقینات اجباری را آیا کسی به جز ملت مظلوم ، مسلمان ، آزاده و کمال جوی ایران اسلامی پرداخت خواهند کرد؟

 

به طور مسلم مجموعه "جام جم" با در اختیار داشتن طیف گسترده ای از رسانه ها در ایران اسلامی مسئولیت بسیار سنگینی را نیز بر عهده دارد ، در این صورت چنانچه ساده ترین موازین اخلاقی و اسلامی در بخشی از آن نقض شود ، مخاطبین از هر قشری به مراتب خود برای نقض مجدد و مکرر ، محق تر به حساب خواهند آورد .(الناس علی دین ملوکهم)

 

لازم به یاد آوری است ، در ویژه نامه کژراهه نیز که در اسفند ماه 1386 منتشر گردید ، همین راه ناصواب قبلا پیموده شده بود! که از سوی بسیاری از منتقدین بارها نقد و ارائه طریق صحیح شد ، ولی "سراب" با سهل انگاری و تمسخر ، این دست انتقادات بجا را با نوشتاری تحت عنوان "کژ راهه و واکنش ها" ، در جهت تایید و تقویت برخی از مطالب خلاف واقع قبلی به نفع خود توجیه و تفسیر نمود و به زعم خود از روی این خطای آشکار و آن همه نقد سازنده با جمله "نقدها از منطق قوی برخوردار نبوده اند" پرید و شیوه گذشته را ادامه داد!

 

شاید توجیه شود که به منظور افشاء و منکوب کردن فرقه های متعدد نوپدید شیطانی و عرفان نما که قصد استحاله فرهنگی انقلاب اسلامی را دارند ، از روی سیاست و مصلحت این شیوه اتخاذ و تدبیر شده است ، که باید:

-          نخست پاسخ داد که اصول دین اسلام ، پایه سیاست و مصلحت است "سیاست ما عین دیانت ماست" و نه شیوه های ضد اخلاقی و منحرف غربی که خود استحاله کننده فرهنگ اسلامی هستند.

-          و سپس اضافه نمود که اگر مسلمانان شیعه هیچ تجربه و سابقه حکومتی مستدامی را در شاخه های اقتصادی ، سیاسی ، خدماتی و اجتماعی و غیره نداشته اند ولی حداقل در علوم عرفانی و معنویت و اخلاق اسلامی تا کنون حریفی در جهان وجود نداشته که به مقابله برخیزد و مغلوب نشده باشد ، تا برای تقابل ، عرفای اسلامی شیعی مجبور باشند از حربه ها و شگرد های شیطانی دنیای مادی جهت منکوب و نابودی حریف کمک بگیرند. این در جایی است که در حال حاضر نیز شخصیت های دینی و عرفانی خبره فراوانی برای مناظره رو در رو جهت تحقیق و پژوهش میزان انحراف و یا صحت نظریه های مطرح (بومی و وارداتی) و ارائه نظر آگاهانه و حقیقت محور ، در دسترس عموم بخصوص "جام جم" قرار دارند.

 

از اینرو امکانات گسترده ای که به برکت بیت المال مسلمین در اختیار مجموعه "جام جم" قرار گرفته است به این ارگان ملی توان تحقیق و پژوهش و بررسی کارشناسانه و تخصصی موضوعات مورد نظر به خصوص موضوعات مربوط به عرفان و معنویت را بخوبی داده است و لذا ارائه هر گونه مطلب به رویه و شیوه رسانه های دنیای مادی در رابطه با امور معنوی و عرفانی به هیچوجه زیبنده و توجیه کننده برای رسانه ای در لوای اسلام و معنویت ، نمی باشد.

 

امید است به لطف و عنایت الهی مدیران محترم و متعهد جام جم حداقل به اندازه همان همتی که برای نشر ویژه نامه های ارشادی صرف می کنند به این امر مهم نیز توجه و عنایت ویژه مبذول دارند تا دوستی و نسبت آنان با نظام جمهوری اسلامی ایران با سهل انگاری در نادیده گرفتن وجود نحله های انحرافی در جمع ایشان ، مصداق دوستی جاهل و متعصب با عارف و فرهیخته ، تعبیر و تفسیر نگردد و زین پس سرابی نوپدید در سراب های دیگر جام جم مستتر نشود. انشا الله

امتیاز کاربران

 

بسم الله الرحمن الرحیم

و هو احکم الحاکمین

 

پروانه  باران طلب  ( دکترای الهیات )

 

   اخیرا در یکی از ویژه نامه های رایگان وابسته به جراید کثیرالانتشار شاهد انتحال مطالبی نسبت به عرفان کیهانی بودیم که هر صاحب اندیشه ای را بهت زده ساخت. سکوت را شایسته ندیدم و قلم به دست گرفتم و از خدای متعال در خواست کردم عنایتی فرماید تا آنچه را حق است و از سویدای قلبم بر می خیزد بر صفحه کاغذ بنشانم . چرا که من چند سالی است در محضر استاد فرزانه مهندس محمد علی طاهری تلمذ کرده و بحمدالله پاسخ بسیاری از پرسشهای دینی و معماهای فکری خود را که در پس پرده ابهام مانده بود گرفته ام ؛ سؤال های از این دست که : انسان کیست ؟ از کجا آمده است ؟ چرا آمده است ؟ به کجا می رود ؟ شیطان کیست وفلسفه خلقتش کدام است ؟ تعالی و کمال انسان در چیست ؟ آیا برای برخی جهنم پایان راه است و برای برخی دیگر بهشت ؟ در این صورت " انا لله وانا الیه راجعون"  چه معنایی دارد ؟ و صدها پرسش دیگر که هر روز بر اشتیاقم به دانستن می افزود . این ها پرسشهایی نیست که تنها در ذهن من نقش گرفته باشد و استاد طاهری نیز اولین فردی نبود که به آنها می پرداخت . به حسب رشته تحصیلی ام از دیگر پاسخ ها کمابیش اطلاع داشتم اما هیچکدام نتوانسته بود عطش مرا فرو نشاند و تصویری چنین هدفمند ، زیبا و با شکوه از خلقت ارائه دهد .

مطالب نگاشته شده در جریده مذکور در خصوص عرفان کیهانی دلم را به درد آورد . چرا برخی چنین بی مهابا قلم به دست می گیرند و از چیزی سخن می گویند که از آن بی اطلاع اند ؟ خدا می داند شایسته نبود عرفان کیهانی در ستون فرقه های نوپدید انحرافی و کنار ادعاهای دروغین یک رمال یا تصورات یک زن روان پریش قرارگیرد . نویسندگان مقاله بدانند که در محضر خداوند نسبت به تهمت ها و افتراهای بی دلیلشان مسؤولند . تذکر را وظفه خود دانستم بدان امید که با مخاطبی مؤمن روبرو هستم و  إنّ الذکری تنفع المؤمنین.

 به زعم نگارنده سخنانی از این دست می تواند با یکی از رویکردها و دلائل زیر در یک رسانه جمعی منتشر شود :

1-       رویکرد نفی و رد ؛ از طریق تخریب با ایراد اتهام هائی بدون مدرک و سند قابل قبول ویا از طریق تحریف با طرح غلط آموزه ها از روی عمد و به منظور مسموم ساختن اذهان مخاطبان ناآشنا و مردد ساختن نو آشنایان .

2-       رویکرد نفی و رد ؛  به دلیل عدم اطلاع کافی از عمق آموزه های نگرش توحیدی عرفان کیهانی و یا بد فهمی آن ها .

3-      رویکرد تثبیت از طریق رسانه ای کردن موضوع و قرار دادن آن در میدان چالش تا توجه همگانی معطوف آن گردد.

حامیان و هواداران عرفان کیهانی امید آن دارند که اگر نویسندگان مقاله مزبور نفی نگرش عرفان حلقه را منظور نظر دارند ، لا اقل از آن دسته ای نباشند که از سر عناد و به منظور تخریب و افساد به تحریف آموزه ها دست زده اند ، بلکه مطالب مزبور صرفا ناشی از عدم اطلاع و مبتنی بر ظن و گمان تألیف شده باشد . که در این صورت امکان جبران و عذر خواهی برای خطاکار محفوظ است.

بی تردید نویسندگان مقاله خود بر این امر واقف هستند که قرآن کریم مکررا مؤمنان را از تبعیت از ظن و گمان و به زبان آوردن سخنانی از روی نا آگاهی یا کم اطلاعی پرهیز داده و می فرماید :

«یا ایّها الذین آمنوا اجتنبوا کثیرا من الظنّ إنّ بعض الظنّ إثم »( حجرات : 12)

(ای اهل ایمان از بسیاری از گمانها دوری کنید چرا که برخی گمان ها گناه است .)

برهمین اساس و به منظور روشن ساختن اذهان خوانندگان و مخاطبان اعم از ناآشنایان با عرفان کیهانی ، نو آشنایان و هواداران ، مندرجات ذیل در 10 بند تنظیم و ارائه می گردد .

1)  عرفان کیهانی ، نگرشی مبتنی بر جهان بینی توحیدی است ؛ فارغ از هرنوع گرایش یا فعالیت سیاسی ، ماهیتی کاملا ایرانی داشته، متعهد به اسلام وپایبند به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بوده و آموزه های آن منافی هیچیک از اصول اعتقادی اسلام نمی باشد .

2)  اگر "فرقه" را جماعتی بشناسیم که از یک مکتب فکری انشعاب یافته و با طرح مناسک خاص ، اصول اولیه و پذیرفته شده آن را تغییر داده و راه تفرقه را پی گرفته اند باید گفت فرقه خواندن عرفان کیهانی اتهامی واهی است، چنانچه در خصوص مذهب حقه شیعه اثنا عشری نیز چنین است . برمحققان مستور نیست که در برخی کتب ملل و نحل مانند: «الفهرست ابن ندیم» ؛« مروج الذهب مسعودی» ؛ «تاریخ الثراث الاسلامی فؤاد سزگین »؛ «تاریخ طبری »؛«الفَرق بین الفِرَق اشعری» و ... "شیعه" به عنوان یک فرقه معرفی شده است. لیکن اینگونه معرفی نه از ارج و عظمت شیعه کاسته و نه کمتر خللی به حقانیت آن در نظر شیعیان وارد ساخته است.

3) عرفان کیهانی از وجود نوعی هوشمندی و شعور حاکم بر هستی سخن می گوید که مخلوق خداوند بوده و کلیه ذرات موجود در عالم را بهره مند ساخته و در مسیر موجودیتشان هدایت می نماید . این شعور به دلیل همین گستردگی و فرا گیریش با عنوان «شبکه شعور کیهانی» نام گذاری شده است .

شبکه شعور کیهانی مجموعه هوش و خرد یا شعور حاکم بر جهان هستی است  و یکی از سه عنصر موجود در جهان می باشد . این سه عنصر عبارتند از : آگاهی ، ماده ، انرژی که با یکدیگر رابطه ای به شرح زیر دارند:

در آموزه های عرفان حلقه اثبات خواهد شد که ماده و انرژی از آگاهی یا شعور ایجاد شده اند ؛( ر. ک.، محمد علی طاهری ،  فصلنامه طب کل نگر ، سال پنجم ، شماره 16 ، ص5-2 ) تبدیل ماده به انرژی و بالعکس نیز مبحثی اثبات شده است ؛ اما تبدیل ماده و انرژی به آگاهی در روند فرادرمانی و در جریان محو شدن یک تومور یا کیست یا حذف زائده استخوانی قابل اثبات است . فرا درمانگران و درمانگیران بارها شاهد این اتفاق بوده اند و برخی گزارشات و مستندات پزشکی آن در فصلنامه طب کل نگر  ویژه نامه فرادرمانی (گزارشات پزشکی)، شماره های 1 ، 2   و 3   به چاپ رسیده است .

بنابراین عباراتی مانند " عالم به نفع انرژی کار می کند و انرژی در خدمت ماده است " در مقاله مورد نظر،کاملا بی معنا و ناشی از عدم درک و فهم صحیح مطلب از سوی نویسنده آن می باشد .

4) عرفان کیهانی از این سخن می گوید که انسان در مسیر کسب معرفت همواره با دو پله رو بروست : پله عقل که دنیای تعریف و توضیح و تشریح و دنیای کمیت و ظاهر بوده و پله عشق که دنیای درک و دنیای کیفیت و باطن است . این دو بعد هرگز از هم جدا نیست . عرفان دنیای ادراک و اشراق است و انسان مدام با این دنیا سروکار دارد از چشیدن مزه یک سیب تا دریافت الهامی از هستی . تمام مسایل زندگی ما از انجام کارهای متداول و روزمره تا عبادات، بعدی کمی دارد و بعدی کیفی . آیا می توان گفت که دو نماز گزار که هردو آداب ظاهری نماز مانند : وضو ، اسقبال ، زمان و مکان ، تعداد رکعات و... را رعایت کرده اند نمازی با کیفیت یکسان اقامه نموده اند ؟

اما پله عقل ،پایه فهم پله عشق است و ادراکات انسان برپله عشق صورت می گیرد . بنابراین بدون پله عقل کمالی حاصل نخواهد شد . ( ر. ک. محمد علی طاهری،  فصلنامه طب کل نگر ، سال چهارم ، شماره 13، ص19-10 )

5) دین در دیدگاه عرفان کیهانی همچون پرنده‌ای است که دو بال دارد. یک بال آن شریعت است و بال دیگر آن عرفان. شریعت در واقع اصول رهروی و شکل و کمیت احکام را بیان می‌کند و عرفان مسائل کیفی و نحوه حصول کیفی آن احکام را دنبال می‌کند. پس قاعدتا باید احکامی باشد و شریعتی باشد که اصول کیفی آن بررسی شود.

 پس عرفان کیهانی با اعتقاد تمام به شریعت و آنچه که در شرع بیان می‌شود به دنبال بالا بردن کیفیت آنهاست و شناسایی آسیبهایی که ما را از رسیدن به کیفیت مطلوب محروم کرده است . لذا نه بدعت جدیدی است و نه جایگاه شرع را مخدوش می‌کند. (ر.ک. مصاحبه چند نفر از خبرنگاران آشنا با عرفان کیهانی با استاد طاهری ، مندرج در سایت www.interuniversalfans.com  )

6) نام " فرا درمانی" از نگرش فراکل نگری در عرفان کیهانی نشأت گرفته است .در این نگرش ، انسان وسعتی به عظمت هستی دارد. مجموعه ای است از کالبدهای مختلف ، مبدل های انرژی متعدد ، کانال های محدود و مسدود انرژی ، حوزه های مختلف انرژی (از جمله:حوزه پولاریتی ، بیوپلاسما ، شعور سلولی ، فرکانس مولکولی و...) و بی نهایت اجزاء نا شناخته دیگر . در جریان فرا درمانی وبا اتصال به هوشمندی کل و شبکه شعور کیهانی همه اجزاء وجودی انسان مورد توجه قرار گرفته و هر نوع اختلال در هر یک کاوش شده و رفع می گردد. این نوع درمان بر اساس نظریه پیوند شعوری یا اشتراک شعوری اجزاء بنا شده است . ( ر. ک. ویژه نامه طب کل نگر ، سال پنجم ، شماره 16)

از آنجا که شاخه های مختلف علم پزشکی و حتی انواع طب های مکمل مانند طب سوزنی ، هامیوپاتی ، هاله درمانی ، طب سنتی و ... تنها قادرند بر بخشی از وجود انسان متمرکز شوند، تبعا اختلال های مربوط به همان جزء را مرتفع می سازند . اما در فرادرمانی کل وجود مورد ارزیابی هوشمندی کل ( و نه انسان ) قرارمی گیرد، از این روست که فرادرمانگر اجازه ندارد هیچ نوع از انواع بیماری را غیر قابل علاج بداند.

شاید در بدو امر این مطلب از سوی نا آشنایان به عرفان کیهانی ادعایی بزرگ یا سخنی گزاف  تلقی شود اما می توان برای رد یا اثبات هر گفته ای ابتدا مبانی آن را بررسی کرده و سپس دست به آزمون زد . دانش پژوهان می توانند برای کسب آگاهی از مبانی فرادرمانی و عرفان کیهانی دو کتاب " عرفان کیهانی " و " انسان از منظری دیگر " تألیف محمد علی طاهری و نیز گزارشات مستند پزشکی مندرج در ویژه نامه های طب کل نگر را با دقت مطالعه فرمایند .

7) فرادرمانی برهیچ نوع تکنیک فردی متکی نیست و ازاستعداد و توانمندی های فردی بی نیاز است . لذا هیچ فصل مشترکی میان فرادرمانی و انواع مدیتیشن ها ، هیپنوتیزم ، تله پاتی ، تلقین ، انرژی درمانی ، فکر خوانی ، نفوذ در دیگران ، بهره گیری از موجودات غیر ارگانیک (مانند جن) و... وجود نداشته و استفاده از آن ها تخلف محسوب می شود . از این رو سن و سال ، تحصیلات ، جنسیت ، تجارب عرفانی وتوانمندی های فردی فرادرمانگر دخالتی در روند درمان نخواهد داشت بلکه همانطور که ذکر شد درمان از طریق اتصال به شبکه شعور کیهانی صورت می گیرد ودرمانگر صرفا نقش یک عضو را بازی می کند تا حلقه ای به نام حلقه وحدت شکل گیرد. تنها شرط نتیجه گرفتن از فرا درمانی حضور بی طرفانه در این حلقه وحدت است.

لذا اگر روزها و ساعتها لباس دادستان برتن کنی و پیش از هر رویدادی به قضاوت بنشینی هرگز شهد شیرین حضور در حلقه وحدت را نخواهی چشید .

8) در عرفان کیهانی  فرادرمانی هدف نیست بلکه وسیله ای است برای اهدافی ارزشمند از قبیل : - شناسایی و آشنایی عملی با هوشمندی حاکم بر جهان هستی- شناختن گنج درون و رسیدن به دانش کمال - رهایی از گرفتاری در خویشتن و خودشیفتگی - خدمت به خلق و آشنایی با عبادت عملی و امکان تحقق بخشیدن به آن .

فرادرمانی برای بیمار نیز یک حرکت عرفانی است .اتصال وی به شیکه شعور کیهانی توجه او را به منبعی هوشمند جلب نموده و زمینه ایجاد تحولات درونی را فراهم می سازد . 

9) برای بهره مندی از کلاس ها و دوره های آموزشی عرفان کیهانی مانند هر دوره آموزشی دیگر باید بهایی را با عنوان شهریه شرکت در کلاس پرداخت . لذا هر یک از مربیان اجازه دارند تنها برای آموزش ، شهریه ای اندک دریافت کنند. مبلغ دریافتی صرفا صرف هزینه های لازم جهت برگزاری کلاس شده و مربوط به شخص مربی است .

10) کلیه اتهام های وارد شده به مجموعه عرفان کیهانی از قبیل : همسویی با سیاست های استعمارگران غربی برای گسترش مسیحیت در کشورهای اسلامی، حمایت صهیونیزم، فعالیت پنهانی و تشکیلاتی فرادرمانگران، عدم پایبندی اعضا به شریعت، انحطاط اخلاقی اعضاء، الزام به وفادارماندن همیشگی اعضا به بنیانگذار عرفان کیهانی و پذیرش بی چون و چرای آموزه ها،   از هم پاشی بنیان خانواده ها ، تلاش وزارت بهداشت برای جلوگیری از فعالیت های فرادرمانی ؛  کذب محض بوده و قابل پیگرد قانونی می باشد . 

  سخن پایانی آنکه دل های هواداران و حامیان عرفانی کیهانی پاک تر از آن است که این گونه جو سازی ها آلوده اش سازد . پس دل بد مدارید که به فرموده قرآن کریم  « کلمة طیبة کشجرة طیبة اصلها ثابت و فرعها فی السماء » ( ابراهیم : 24) کلام پاکیزه همچون درخت پاکیزه است ریشه هایی در عمق دارد و شاخساری بر افراشته به سوی آسمان . 

 

 

امتیاز کاربران

 

بسمه تعالی

و لا تلبسوا الحق بالباطل و تکتموا الحق و انتم تعلمون (بقره-42)

و هرگز حق را با باطل نپوشانید و حقیقت را با این که می دانید کتمان نکنید.

 

حمیدرضا عسگری

 

سراب (اقدامی بی محاباتر از کژراهه در مخلوط سازی حق و باطل)

 

اهم شگردهای تلقینی رسانه محترم جام جم (در سراب) برای حمله مجدد به موضوع "عرفان کیهانی" عبارتند از:

ü       استفاده از نویسندگان گمنام و مجهول الهویه (متعدد)

ü       استفاده از شعار و تیتر تحت عنوان "بررسی ریشه ها و اندیشه ها" و ارائه متون مصاحبه و گزارش خبری سطحی نگر و کلیشه ای.

ü       استفاده از ادبیات تحقیر ، تمسخر ، تهمت ، کنایه و ... در باره عرفان کیهانی و افراد مرتبط.

ü       انحراف اذهان عمومی از صحنه های پشت پرده سفارش دهنده و نویسنده موضوع گزارش با حاشیه پردازی التهابی.

ü       کوچک جلوه دادن اصلیت و حقایق کلیدی روشنگر عرفان کیهانی و درشت نمایی نکات دلخواه به شیوه شکار لحظه ها.

ü       ایجاد وحشت و نگرانی و اضطراب نسبت به پیگیری اصلیت موضوع در مخاطب.

ü       ایجاد شک و تردید نسبت به همه چیز (حتی انتخاب عاقلانه و آگاهانه خواننده) با راز آلود و مخوف جلوه دادن ارتباطات عرفان کیهانی.

ü       ترویج بی اعتمادی و تزلزل در اراده خواننده با القاء جهالت و فریب خوردگی.

ü       استفاده مکرر و تلقینی از کلمات و عبارات خاص برای تثبیت القائات مورد نظر (مانند تکرار 36 بار کلمه "فرقه" در دو صفحه نوشتار).

ü       تائید خطای فاحش گذشته "کژراهه" و تاکید بر تجدید اکاذیب و تهمت ها در "سراب" از زبان ظاهرا کارشناس فرقه شناسی (بنام محمد حمیدیان)

ü       درج جسته و گریخته مطالب دلخواه در بخش "بازار مکاره مدعیان" برای تشدید و تثبیت شک و تردید در خواننده.

ü       و در نهایت با شیوه زیرکانه مطبوعاتی و عوام پسندانه ، وارد ساختن اتهام وابسته بودن عوامل اصلی عرفان کیهانی به لابی پنهان و برنامه های "صهیونیزم و آمریکا" .

 

به طور مسلم در طول تاریخ دنیای قدرت و منافع زمینی بشر ، همواره شگردهای رسانه ای در رابطه با سوژه های هدف ، برای عوامل پشت پرده و مخاطبین ایشان سود و زیان های ظاهری را در بر داشته و دارد.

و اما هنگامی که قلم و زبان با اراده شخصی در رابطه با آگاهی و کمال و برای نگارش و بیان حقیقت ارتباط انسان و خدا ، به حرکت در می آید ، موضوع کاملا متفاوت و خارج از معادلات و شگردهای سود و زیان ، قلع و قمع ، کینه و دشمنی و تسویه حساب های شخصی و گروهی خواهد بود.

در وادی معرفت و کمال ، قلم و زبان به مزدی ، تنها رسوایی و عجز را در برابر خالق هستی و انسان های موحد در پی دارد و لذا این قبیل نوشتجات و اظهار نظر های منظور دار ، مانند حبابی ظاهرا زیبا بر روی آب تلقی می گردند که هر لحظه عمر را در انتظار ترکیدن و نابودی به سر می برند.

در خصوص دشمنی با "عرفان کیهانی" سفارش دهندگان و منعکس کنندگان اینگونه نوشتجات به روشنی روز می دانند که لباس باطل را بر حق می پوشانند چرا که به خوبی آگاه شده اند و قبلا نیز در انتقادات محترمانه و بیطرفانه به مطلب مرتبط مندرج در "کژراهه" همه به ایشان گفته اند که بدون بررسی و تحقیق تخصصی و ریشه ای نباید صرفا منعکس کننده عوامل خبری باشند و خود سفارش دهندگان واقفند که صحت و صقم مفاد تئوری و عملی عرفان و شعور کیهانی با اعزام محرمانه خانم و یا آقایی (فرضی) به جلساتی در کلاس های برخی از مربیان و صرفا اکتفا به گزارشات سطحی و خبری ایشان و بلافاصله قضاوت و داوری کردن برکل بحث برای انتشار مطلب ، با هیچ منطق و اصول بررسی ، پژوهش و تحقیق تخصصی سازگار نیست.

لذا به ناچار باید بر این باور بود که این اقدامات یا ناشی از بی تجربی و تعصب خام مدیران و مسئولین این "سوژه هدف در سراب" محسوب می گردد و یا خارج از اثبات اصلیت مفاد مطرح در عرفان کیهانی ، عده ای و رسانه هایی مشخص تنها موظف به جمع آوری بهانه و سند سازی با هر وسیله ممکن برای تخریب و القاء و تلقین انحرافی و فرقه ای بودن آن و ایجاد وحشت و تردید در بین عموم مردم نسبت به عرفان کیهانی ، شده اند!

 

جناب آقای بیژن مقدم ، محمد حمیدیان و دیگر دوستان عزیز در قالب افراد مسلمان و دلسوز نظام و انقلاب اسلامی:

شما اصحاب رسانه و فرقه شناس بهتر می دانید که همیشه تخریب و ویرانی و ایجاد تشکیک و تکثر در جامعه انسانی بسیار سهلتر از ساختن و آبادانی و ایجاد وحدت و همدلی آگاهانه ، در بین ملت های موحد و کمال جو می باشد.

از اینرو واقعا جای تعجب است که در این دوران حساس عده ای با شعار اسلام و تشیع با تظاهر به روشنگری و هدایت عموم مردم از شر انحرافات شیطانی ، خودشان را مجاز به استفاده ازحربه ها و شگرد های شیطانی نموده و بی محابا هرچه می خواهند و به تصورشان می رسد می نویسند و عمل می کنند!

پیچیده کردن موضوعات و مسایل بسیار ساده و شفاف و ایجاد هیاهوهای تفرقه آمیز با القاء فرقه و فرقه گرایی چه سودی را عاید مسببین ان می نماید؟

آیا محک می زنند؟

آیا به حقایقی دست یافته اند که دیگران از آن بی اطلاع هستند؟

آیا به دنبال ایجاد شبهه و دشمن تراشی و بزرگ جلو دادن آمریکا و صهیونیزم جهانی هستند؟

و آیا با این اقدامات ضد اخلاقی و ضد اسلامی تصمیم گرفته اند با یک تیر چند نشان را هدف گیری کنند؟ تا دل چند نفری در قبال آن مدتی خنک شود!

چنانچه ادعاهای مطرح شده توسط افراد مجهول و تهمت های الهاد و فساد اخلاقی به طرفداران و وابستگی سران عرفان کیهانی به آمریکا و صهیونیزم جهانی توسط مراجع امنیتی و قانونی کشور محرز شده و به تائید رسیده و مستندات لازم و کافی در این رابطه موجود است! مسئولین امر چه نیازی به جو سازی تبلیغاتی و استفاده از حربه های شیطانی و ترویج اختلاط حق و باطل در بین عموم مردم احساس می کنند؟

 

آیا نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران دارای مراجع قانونی و دینی و تخصصی ذیصلاح برای رسیدگی و اعلام حکم در این خصوص نیست؟ 

 

شکی نیست که نیاز فطری و کشش انسان به کمال جویی از یک سو و ایجاد وسوسه های وحشتزا و دعوت به شک و ناباوری از سوی دیگر توسط رسانه هایی نظیر جام جم ، ابواب دانایی و آگاهی الهی را بر روی راه گم کردگان هرگز نبسته و هرگز نخواهد بست.

شما به خوبی می دانید که کسب آگاهی از رحمت عام الهی به هر کس که خالصانه از محضر حق طلب رحمت نماید ارزانی می گردد و لذا رحمت عام الهی جریان یکسویه ای نیست که تنها در اختیار و تملک عده ای خاص که فقط شما با آنان تعاملاتی دارید قرار داشته باشد.

عدالت الهی نیز حکم نموده است که تسهیلات رحمت عام او به طور یکسان در اختیار شبکه مثبت (اولیاء الله) و شبکه منفی (اولیاء شیطان) قرار گیرد ، تا مقابله این دو شبکه ، تحقق دهنده ظهور تجلیات زیبای الهی در جهان دو قطبی تا انسان گرفتار تضاد با اختیار کامل قادر باشد راه مستقیم و حق (راه بهشت) را از راه منحرف (راه جهنم) به روشنی و با آگاهی و هدایت الهی تشخیص دهد.

همین امر مهم ثابت می نماید که مومنین و مسلمانان واقعی کسانی هستند که هر یک به تنهایی با آگاهی کامل از رموز و تسهیلات نهفته در رحمت عام الهی ضمن طلب و درک این رحمت به هیچوجه در این تسهیلات متوقف نمی شوند و با عبور و صرفنظر کردن از قدرت نهفته در آنها مراحل کمال خود را در صراطی مستقیم طی می نمایند.

این در حالی است که شبکه منفی با خصوصی سازی و استفاده فریبنده از این تسهیلات رحمت عام ، به منظور افزایش جهل عمومی با امتزاج حق و باطل اقدام به ایجاد برتری ، تکبر ، وحشت ، ترس و اندوه و تردید در بین مردم می نماید.

خداوند متعال در همه کتب آسمانی بخصوص قرآن کریم دایما انسان ها را به "تفکر ، تعقل ، تدبر و وحدت" سفارش و دعوت فرموده است ، این به معنی بررسی ، پژوهش و تحقیق فردی و گروهی در پناه حق برای شکافتن کلیه موضوعات و مباحث جهت خروج حق از دل باطل و همراهی با "اولیاءالله" است.

در مقابل ، کلام الهی از تمسخر ، نمامی ، سخن چینی ، دروغ ، تهمت ، ظن ، گمان و ... برای ایجاد تفرقه شدیدا انسان ها را بر حذر داشته و خدمت گذاری به این گونه اعمال را از هر کس و در هر موقعیتی صادر شود ،علامت "جنود شیطان" معرفی فرموده است.

 

اینجانب و تمامی خانواده ام و بسیاری از دوستان و آشنایان مومن و معتقد و متعهد به نظام مقدس جمهوری اسلامی که سال ها است با تعلیمات نظری و عملی عرفان کیهانی بینشمان نسبت به خود و جهان هستی به حد ناباورانه ای ارتقاء یافته و ایمانمان به خداوند یکتا صد چندان شده است ، نه تنها به هیچوجه نمی توانیم موارد ادعایی و تهمت های و اکاذیب مندرج در "گژراهه " و "سراب" را به آن شکل مطرح شده باور کنیم ، بلکه موارد مطرح شده از یک ارگان ملی را در مقابل اصول روشن اسلام و تشیع بسیار کودکانه و ناشیانه و به تعبیری جاهلانه تصور می کنیم.

انتظار امثال ما از شما اختلاط حق و باطل برای رسیدن به منظوری خاص نیست ، مطالب روشنگر و به حق زیادی در "کژراهه" و "سراب" که پژوهش شده اند و مستند هستند را مطالعه کردیم و بابت آنها از نویسندگان و متخصصین سپاسگزاریم ، ولی یک ظرف شیر و عسل را نیز می توان با قطره ای نجاست آلوده کرد بطوری که مصرف هر مقدار از آن نیز حکم مصرف نجاست را پیدا می کند و بنظر می رسد جام جم در این دست ویژه نامه ها نیز خواسته یا ناخواسته عملا چنین اختلاطی را انجام داده است. البته در باب بیان نظرات خداوند متعال فرموده است " یستمعون القول و یتبعون احسنه" .

 

در این میان اینجانب به عنوان یک پژوهشگر و شاهد ، طی بیش از سه سال پژوهش و تحقیق در عرفان کیهانی اکنون یقین یافته ام که :

مجموعه "عرفان کیهانی" با اصول و چارچوبی کاملا شفاف و مکتوب تنها مروج آگاهی و مشوق خودشناسی جهت علاقمندان به درک رحمت الهی است ، معرفتی که ارتقاء بینش و افزایش ایمان به وحدت و تسلیم را در پی دارد و گشاینده ترفندها و شگردهای شبکه منفی و رفع کننده جهالت مستتر در رسم های دارای اصل های مقدس است ، و تشریح اصول حاکم بر جهان هستی و روابط متقابل و بازتابی انسان در ظاهر و باطن عالم وجود ، مباحث آگاهی دهنده آن است ، و به طور کلی تعلیمات این مجموعه را می توان مصداق تجربی کاملی از حدیث قدسی "من عرف نفسه فقد عرف ربه" دانسب و نه ادعای فردی و گروهی و نه هیچ چیز دیگر.... چرا که با درک عملی و نظری این مهم توسط مشتاق رحمت ، بینش وی به درک معاد جسمانی در بهشت و جهنم به یقین می رسد و تنها خداوند قادر یکتا را مطلق ، عالم به ظاهر و باطن و بزرگ و متعال می داند و هادیان و پیامبران الهی از آدم (ع) تا خاتم (ص) و امامان معصوم همگی را تنها بریک قول مبتنی بر "لا اله الا الله" و تسلیم کامل و عملی به حضرت حق ("ایاک نعبد و ایک نستعین") ، متحد و یک صدا می یابد.

 

اینک ملاحظه می کنید که این حقیقت پژوهش شده و شهادت تجربی ، کاملا متفاوت با اظهارات کارشناس فرقه شناس شماست!

اگر بجز این است چرا علما و بزرگان عرفان و دین طی 15 سال مورد ادعا ، در این رابطه اظهار نظری پژوهش شده و تحقیقی ارائه نفرموده اند تا امثال ما نیز نسبت به فریب خوردگی و اشتباه خود آگاه شویم ؟!

 

با استناد به حقیقت فوق رسانه محترم جام جم اگر در ارائه مطالب ویژه نامه های منتشره در قالب حامیان "اولیاء الله" تصمیم بر روشنگری و هدایت مومنین و مسلمین نموده است ، نمی تواند بجای بررسی و پژوهش بر مبنای تفکر ، تعقل ، تدبر و وحدت که ابزار راستی سنجی مومنین برای اخبار و گزارشات دریافتی است ، از حربه های "اولیاء شیطان" که همانا تمسخر ، نمامی ، سخن چینی ، دروغ ، تهمت ، ظن ، گمان ، تفرقه و ... است ، بهره گیرد.

به طور یقین وابسته بودن جام جم به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و منتفع شدن این سازمان از سرمایه بیت المال مسلمین مجوزی بر صحت و اعتبار شرعی و قانونی همه مطالب و گزارشات مندرج در کژراهه ها ، سراب ها و... نیست در هر صورت درج مطالب مخالف شرع ، عرف و قانون نظام جمهوری اسلامی ایران از این مجاری ، تنها به مثابه پوشاندن لباس باطل به تن حق در پناه تسهیلات حق محسوب می گردد و لا غیر.

 

امید است مسئولین محترم جام جم به سرعت ضمن جلوگیری از اشاعه و ترویج فرهنگ شایعه پراکنی در سایه دروغ وتهمت در رفع اینگونه  تناقض های فاحش ، اقدامی روشنگر و مطابق با اصول اخلاقی و شرعی اسلام و تشیع بعمل آورند.

و الی الله عاقبت الامور

 

امتیاز کاربران

 

                               

 "بنام خداوند رحمان و رحیم"

 

 فدرا رضایی

"أفنجعل المسلمین کالمجرمین* ما لکم کیف تحکمون"

"آیا مسلملنان را همانند گناهکاران می­شماریم؟! شما را چه می­شود؟ چگونه داوری می­کنید؟!" 

   ( 35 و 36 قلم)

روی سخنم با کسانیست که به داعیه ی دفاع از حق شمشیر بر فرق حق میکشند

و امروز در پشت نقاب سراب دست  به دروغ پردازی و افترا به هموطن مسلمان و مومن و متعهد خود میزنند.

"یریدون لیطفئوا نورالله بافوائهم والله متم نوره ..."

"میخواهند نور خدا را به گفتار باطل و طعن خاموش کنند والبته خدا نور خود را محفوظ خواهد داشت"                                                               (صف8)

 

جای پرسش است که چرا روزنامه ی رسمی کشور مبادرت به انتشار مطالب غیر مستند و کذب از نویسنده ا ی میزند که حتی از ساده ترین و ابتدایی ترین مباحث درسی" فرادرمانی و عرفان حلقه "آگاهی نداشته و سخت تلاش میکند تا ارتباطی تخیلی و خود پرداخته بین این مباحث وعرفان های چینی و سرخپوستی و هندی و مسیحی ایجاد کند و آش شله قلمکاری را به خواننده عرضه کند که هر شخص محقق و کاردانی را از طرفی به خنده و از سویی به تاسف بابت این رفتار مغرضانه که واضح است از توهمات ذهنی نویسنده بروز کرده است وا میدارد.

                             

جای پرسش است چطور روزنامه ی رسمی کشور فرصت تهمت زدن به برادران و خواهران دینی خود توسط کسی که تفاوت میان  درمان با شعور الهی و انرزی درمانی نمیداند را میدهد ؟ درمانی که هیچ اتکایی بر توانایی فردی ندارد و تنها با تکیه بر شعور الهی انجام میشود چگونه میتواند بدون تحقیقی کارشناسانه منظور قلم فرسایی نویسنده ای قرار بگیرد که تا این اندازه به توانایی خود در به چالش کشیدن شعور الهی مصر است؟!!

 نویسنده ای که حتی نام عرفان حلقه را به غلط بکار می برد و حتی از مبانی ابتدایی و اصول اولیه و تعاریف مقدماتی و البته مباحث علمی آن خصوصا در مورد شعور کاملا بی اطلاع و سخت اسیر خلط معناست!!

در حالی که میتوانند با معرفی نظرات آقای محمدعلی طاهری در زمینه ی مبحث شعور و استفاده ی آن در برگردان موسیقی ها و ارائه ی دیدگاه های ایشان در زمینه ی"ترانه های رحمانی وموسیقی شیطانی" با  تحقیقات وسیع عزیزانی که در این رابطه زحمات بسیاری را برای اعتلای فرهنگ اسلامی کشیده اند حق مطلب را ادا کرده و سایر ملل را با آن آشنا نموده و افتخار صدورو ثبت این نظریات و این تحقیقات و آشتی علم و عرفان را از کشور جمهوری اسلامی ایران داشته باشیم. 

 افسوس که نویسنده حضورا به پرسش و پاسخ و رفع ابهامات برای تهیه ی مطلب خود از جناب مهندس محمد علی طاهری اقدام ننموده و اقدام به طرح انتقاداتی سازنده نکرده ودر عوض در قفا شمشیر نهان کرده و کلافی از توهمات ذهنی خود را با بکار بردن کلماتی چون "فرقه" و یا تهمت هایی زشت و غیر منصفانه میبافد و متعمدانه ازجملاتی مانند "ارتباط با صهیونیست" برای هیجان انگیز کردن مطالب بی اساس خود بهره می برد.

"وَ لا تَکُونُوا کَالَّذینَ خَرَجُوا مِنْ دِیارِهِمْ بَطَراً وَ رِئاءَ النَّاسِ وَ یَصُدُّونَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ وَ اللَّهُ بِما یَعْمَلُونَ مُحیطٌ "

                                                                                                                                           (47 انفال)

جای پرسش است که چطور روزنامه ی رسمی کشور اجازه ی درج مطالب ناآگاهانه فردی را می دهد در حالی که همین مطالب در دانشگاه های دولتی تهران و علوم پزشکی ایران تدریس شده است.آیا این به معنای زیر سوال بردن و توهین به دانشگاه های دولتی این کشور نیست؟

  "ان ربک هو اعلم بمن ضل عن سبیله و هو اعلم بالمهتدین"

"البته خدا آگاه تر است که از راه خدا گمراه کیست و بهتر میداند که هدایت یافتگان عالم کیانند"                                                                                                           (7قلم)

جای تاسف است که در پرده به برادران و خواهران  دینی خود ناروا می گویند

"والذین هم لاماناتهم و عهدهم راعون"

"والذین هم بشهاداتهم قائمون"

"والذین هم علی صلاتهم یحافظون"...                                (32-33-34معارج)

مشتاقیم که در جهت رفع تضاد های فکری نویسنده به ایشان کمکی کنیم زیرا شایسته نیست در کشوری اسلامی با چاپ چنین نوشته های غیر مستند و غیر عادلانه نویسندگانی نا آگاه خدای ناکرده اصالت روزنامه ی محترم جام جم وبیانات دلسوزانه ی بزرگان کشور وهمچنین حرمت دانشگاه های دولتی  مورد سوال قرار بگیرد.و بیش ازین سعی در پراکندن  تخم نفاق و تفرقه و ایجاد اختلاف میان مومنین یکرنگ و همدل جامعه ی اسلامی نشده و جلوی انتشار بیشتر چنین تفرقه افکنی هایی گرفته شود

"ولا تکونوا کالذین اختلفوا من بعد ما جائهم البینات"

"وشما مسلمانان ازمردمانی نباشید که که پس از آنکه آیات و ادله ی روشن برای هدایت آنها آمد باز راه تفرقه و اختلاف را پیمودند..."            (105 آل عمران)

 نویسنده ی متن مردود سراب را مشتاقانه به مطالعه ی دقیق کتاب ها و مقالات و مصاحبه های آقای محمد علی طاهری و آشنا شدن با سلامت کامل  این مکتب فکری ومباحثی کاملا علمی دعوت میکنیم .و با وجود شمشیری که بروی برادران و خواهران هم دین خود کشیده اند دست دوستی را دراز کرده و هر نقطه نظر منطقی و مسوولانه ای را پذیراییم .

   "هو الرحمن وامنا به و علیه توکلنا"     (29قلم)

 3/6/1388

 

 

امتیاز کاربران

 

           به نام بی نام او

 

            محبوبه الهی

 

          ویژه نامه سراب ،ضمیمه رایگان روزنامه جام جم،در روز سه شنبه   مورخ 2/5/88 به دستم رسید.

          با دیدن جمله روی جلدتحت عنوان :

         نگاهی نقادانه به عرفان سرخپوستی،شیطان پرستی،……عرفان حلقه،…..ومدعیان مهدویت

        به عنوان یک پژوهشگر و نیز بعنوان کسی که چندین سال ، ازآموزه های بکر و ناب "عرفان حلقه" بهره مند شده و شخصا افتخارشاگردی بنیانگذاراین مکتب "جناب آقای محمدعلی طاهری"را داشته ام ، بسیار متعجّب و متاسّف شدم، چرا که حتی عنوان کردننام "عرفان حلقه" همراه با نام مدّعیان دروغین مهدّویت ،فرقه های شیطان پرستی و ... در یک ردیف می توانست معنادارباشد.

         در داخل ویژه نامه نیز،فضای ورود به مقاله ی عرفان دردست ارباب حلقه ها که با اصطلاح به نقد و بررسی "عرفان حلقه" اختصاص داده شده ، و با شمایل یک سیاهپوش نقابدار شمشیر به دست مزّین گشته بود، تعجّب و تاسّف مرا دو چندان ساخته و انتظارم را برای مشاهده نقدی تحقیقی،پژوهشی،مستند وجامع به یأس مبدّل   کرد؛

         با این وجود ،هنوز امیدوار بودم که حتی اگر پژوهش و جامعیّتی در کار نیست، سندیّتی وجود داشته باشد و حداقل جانب انصاف درارائه مطالب هر چند ناقص، رعایت شده باشد،که متأسفانه این هم مشاهده نشد.

         علاوه برآن مقالهای که به طور خاص به "عرفان حلقه" اختصاص یافته و درنگاهی خوشبینانه مؤید ناآگاهی، و درنگاهی بدبینانه مؤید مغرض بودن نویسندگان آن بود، به صورت جسته و گریخته در گوشه و کنار صفحات دیگر و درلابه لای گزارشات ونقطه نظرات به اصطلاح کارشناسانه ،به هر بهانه ای بازهم گریزهایی به "عرفان حلقه" زده شده بود، از نسبت دادن قطعی آن به جریانهای صهیونیستی تامرتبط دانستن آموزه های آن با عرفان سرخپوستی، هیپتونیزم و... که در مجموع جز ملقمه ای از برداشتهای ناقص، مغرضانه و کذب ،مبتنی برنوعی یکسونگری جهت دار و معنا دار درباره "عرفان حلقه" که بابرخی مطالب راست و دروغ درباره سایر جریانات انحرافی مثل شیطان پرستی، کلاهبرداری با پوشش عرفان یا برخی ادعاهای افراد اسکیزوفرن و مدعیان دروغین مهدویت و یا......همراه شده بود، چیزی درآنها نیافتم و نهایتاً به این نتیجه رسیدم که از ارائه این مطا لب مقصود خاصی دنبال می شود که به هیچ وجه صادقانه نیست.... مقصودی شوم و مغرضانه!!!

         چرا که پس ازسالها سرگردانی دریافتن پاسخ سؤالات بسیارم در ارتباط با هستی و با وجود تحقیق و مطالعه در زمینه های گوناگون، از جمله شاخه های عرفانی مختلف سرانجام پاسخ سؤالاتم را در آموزه های عملی عرفان حلقه یافته بودم ؛ و در این مکتب بود که نه به صورت تئوری ،بلکه به صورت عملی ،به تجاربی کاملاً فردی ،از درک معنای "رحمانیّت عام خداوند" ،مفهوم "انّالله وانّاالیه راجعون"، "بسم الله الرحمن الرحیم"، "لاالااله الله"، درک "وحدت وجود"، درک "یکپارچگی جهان هستی"، درک "حس حضور" و ... دست یافته بودم؛ واژه ها و عباراتی که خیلی می شنویم، ولی خیلی کم از آنها می فهمیم و بارها ازخود پرسیدم آیا براستی اگرکسی خود به حقیقت این مفاهیم دست نیافته باشد چگونه می تواندشرایط درک عملی آنهارابرای دیگران فراهم آورد؟

          و حالا از شما می پرسم ، اگر کسانی خود، درکی ازمفاهیم عمیق معنوی داشته باشند، چگونه می توانند کسی را که پس از طی سیری معنوی،به درک حقایقی ارزشمند دست یافته زیرسؤال ببرند؟!...آنهم به شکلی چنین ناجوانمردانه؟!!! و اگر چنین درکی را نداشته باشند چه کسی به آنها حقّ چنین قضاوتی را داده است؟!!!!

          و اینکه چه کسی می تواند این حق راازانسان ،انسانی که خداوند او را آزاد آفرید تا بیندیشد، بگیردتانتواند معنویات را آنطورکه میخواهد تجربه کند؟!

         که خداوند متعال میفرماید:

                          کُلُّ نَفسٍ بِما کَسَبَت رَهیَنه

         هر نفسی در گروه آن چیزی است که کسب میکند       (مدثر-آیه 38)

 

        و چگونه می شودکه پیشوند " نوپدید "برای جریانهای فکری ،تبدیل به اتهام می شود ؟ براستی اگر بشر از ابتدا ازپدیده ی "نوپدیدگی" و "نوگرائی "محروم می شد، چگونه برداشتن گامی به جلو برایش میّسر می بود؟ و آیا با غیرممکن شدن قدمی به جلو کلمه تحوّل، پیشرفت ، تعالی ،کمال ،......اصلا معنی میافت؟

         و با وجود اینکه میدانیم که فرهنگ واژه های این نسل با نسل گذشته تفاوت یافته و لازم است مفاهیم معرفتی به زبان روز بیان شود ،پس چراسخن گفتن به زبان این نسل جرم محسوب میشود؟

         با نگاهی به تاریخ بشردر میابیم ،که همواره جریانهای نوپدید علمی ،فلسفی ، فرهنگی ، عرفانی... و به طور کلّی فکری ،که دریک تعریف کلّی همگی نگاهی به جلو داشته و متولّیان آن افراد صاحب بصیرتی بوده اندکه فراتر از زمانه و عصر خود و مختصات جغرافیائی و محدوده زندگی اشان می اندیشیده اند، درمعرض آسیب جدی دو گروه قرار داشته اند .

                  مغرضان آگاه     -     جاهلان ناآگاه

         که دریک نگاه گذرا، مشکلات ایجادشده در روند جریانات پیش رونده ،مؤیداین مدعاست که گروه دوم، پشتوانه کمّی یا سیاهی لشکر گروه اول و گروه اول، جهت دهندگان کیفی و تغذیه کنندگان فکری گروه دوم بوده اند،که این تغذیه فکری همواره بردواصل استواربوده :

          الف - کلی گویی و طفره رفتن ازبیان مبانی دقیق وتبیین شده که زمینه ی ورود برای هر ادعایی را ممکن ساخته ،امکان کج فهمی جاهلان رافراهم می سازد .

          ب - اختلاط حق با باطل وصدق باکذب، چراکه درفضای ترسیمی کذب ،می توان هرحقّی را ناحق جلوه داد و بالعکس.

         و حال ازشمامی پرسم، از شما که امکانات تهیه این ویژه نامه رافراهم کردیدو شما که قلم بدست گرفتید و نوشتید وشماکه خوراک فکری برای آن فراهم کردید؛

           آیا در این ماجرا گناه مغرضان آگاه بیشتراست یاجاهلان نا آگاه ؟

          خود در پیشگاه خداوند پاسخ دهید .

          و بیندیشید که بر پیشانی هیچ یک از مصلحان و پیشروان بشرّیت نقشی به الفبای مرسوم حک نشده بود ،

         و تنها کسانی آنهارامی فهمیدند ، که می فهمیدند !!!!!

         و اینکه کشف گنج هایی که قبلا کشف شده وحل مسائلی که قبلاحل شده دردی از بشر دوا نمیکند . شایدوقت آن رسیده باشدکه ما هم ببینیم، بشنویم و با بصیرت چیزی را کشف کنیم ، چیزی به نفع بشرّیت، چیزی به نفع خودمان، چیزی جدید، چیزی نوپدید و ... و اینکه پاسخی دهیم به این سوال همیشه تاریخ،از زبان قرآن کریم،آنجا که میفرماید:

                " هَل یَستَوِی الَّذینَ یَعلَموُنَ وَالَّذینَ لایَعلَموُن"

         و اینکه به جنگ اندیشه نمی توان رفت ؛چراکه انسان را می شودزندانی کرد، انسان را میتوان کشت ولی،

              اندیشه هرگز به اسارت درنمیاید و کشته نمی شود.

         و اینکه آیا بهتر نیست به جای جنگ با اندیشه ، شرایط رویارویی اندیشه ها رافراهم سازیم؟ و آیا بهتر نیست به جای گردن زدن هر تفکر نویی ، با تیغ دولبه غرض و جهل، فضائی سالم برای شنیدن ،تفکروسنجش فراهم آوریم ؟ شایدشامل بشارت خالق قراربگیریم آنجا که می فرماید:

            "فَبَشِّرعِبادِالَذینَ یَستَمِعوُنَ القُول فَیَتَبِعوُنَ اَحسَنَه"

و اگر بپذیریم که هر حقّی تقدسی دارد، آیا براستی ما اینبار تقدّس را در پای کدام باور گردن میزنیم؟ و در دنیای امروز که دنیای رویاروئی اندیشه ها ست،کدام تفکّر را میتوان زندانی کرد و کدام تفکّر را میتوان با پوشش تقدّس به مردم باوراند؟

و در فضایی که بشریّت به دنبال تفکّری ناب و اندیشه ای بکر...

و در پی درک لذت چشیدن یک ارتباط حقیقی با خالق و کشف رموز هستی ،به دنبال بخش گمشده ی خود و به دنبال راهی برای رفتن از ظاهر به باطن است،چگونه میشود با ایجاد جوّی ناسالم و نا امن،در یک بررسی شتابزده، جهت دار و مغرضانه،و به دنبال آن نتیجه گیریهایی غیر منصفانه،انتظارانتخابی صحیح را داشت؟!!!

آیا بهتر نیست به جای گردن زدن اندیشه های ناب ،از خود بپرسید که ما چه اندیشه ای برای بشریّت داریم؟ و یا اینکه ما چه فرهنگ واژه نویی را برای بیان مفاهیم نابی که در دست است،ارائه میدهیم؟

و از خود بپرسید که:

 آیا ما که داعیه روشنگری مردم را در رابطه با جریانهای عرفانی داریم، خودمان تفاوتی بین عرفان مبتنی بر قدرت نمایی و سوء استفاده ،با عرفانی سوق دهنده به سمت تعالی قائلیم ؟

        به خود آئید که باید در مقابل تاریخ و وجدان بشرّیت و خداوند پاسخگو باشید.

 

 

امتیاز کاربران

 

 

به نام خدا

 

در راستای پاسخ گویی به ویژه نامه سراب (ضمیمه جام جم) و جواب به این سوال که "چه تعداد از استفاده کنندگان از این روش (فرادرمانی) بهبود یافته اند؟" تنها به تعداد اندکی از بیشمار بیمارانی که پس از فرادرمانی بهبود یافته و پرونده آنان توسط کمیته تحقیقات فرا پزشکی جمع آوری شده است اکتفا نموده و برای بررسی بیشتر ،مطالعه ویژه نامه های طب کل نگر را توصیه میکنیم

 

 





امتیاز کاربران

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

حسینی (قرآن پژوه)

 

ولا تقف ما لیس لک به علم ان السمع و البصر و الفواد کل اولئک کان عنه مسئولا (سوره مبارکه اسراء 36)

در مرداد ماه ویژه نامه فرقه های منحرف نو پدید ضمیمه رایگان روزنامه جام جم بنام سراب تحت مقاله ای بنام عرفان در دست ارباب حلقه ها به قلم خانم اناهیتا احمدی و آقای فواد گلستانی را مطالعه نمودم سوالات زیادی از جهات متعدد برایم مطرح شد و از جهتی از عملکرد روزنامه وزین جام جم در شگفت شدم زیرا اولاًشخصاً با آموزه های آقای محمد علی طاهری افتخارآشنایی دارم و از آنجا که بند به بند آموزه های ایشان مطابقت با شریعت حقه جعفریه اثنی عشریه دارد و بصورتی ایضاح حکمت فرائض و اوامر و نواهی الهی می نماید که صد افسوس که در این مختصر نمی گنجد تا شرح برخی را بازگو ننمایم و بی دریغ در فرصتی دیگر و در قالب مقاله ای مستقل به برخی خواهم پرداخت چه آنکه وقتی شناخت و معرفت نسبت به چیستی و چرائی فرائض حاصل می شود و به واقع انسان به دو بال مذهب و معرفت آراسته می گردد بر بلندای هستی، حکمت خلقت و آفرینش و انا لله و انا الیه راجعون را درک می کند و ان هنگام است که والائی ولایت و انباء انبیاء مکرم و افضلیت حضرت ختمی مرتبت و لزوم ظهور منجی و موعود برایش مکشوف و مدرک می گردد و از این رو برای حقیر که از نزدیک با انبوه مفاهیم والای ایشان آشنایی یافته ام بدور از سبیل انصاف است که آن را بازگو ننمایم. و ضمن تکذیب ماجرای فرقه سازی ایشان را از اتهام مذکور مبرا دانسته و شما را نیز به مطالعه بیشتر دعوت می کنم. ثانیاً آنچه ملاحظه شد درخور و شایسته روزنامه وزین جام جم نبود که از خیل کارشناسان و محققین و پژوهشگران حوزه و دانشگاه صرف نظر نموده و امری چنین مهم را در سطحی غیر کارشناسانه و غیر منصفانه به نقد گرفته و از منابع موجود این عرفان و کتب در دسترس آن و مقالات متعدد مسطوره در نشریات مختلف و مصاحبه های متعدد رادیویی و تصویری ایشان به طرح غیر واقع بینانه مطالب بپردازند. بدیهی است سهو القلم ممکن است در هر کجا رخ دهد و البته شتاب زدگی آفت بزرگ تحقیق است لذا نگارندگان مقاله مذکور را به مطالعه بیشتر پیرامون آموزه های این نگرش عرفانی تشویق نموده و یادآور می شود که بنابر آیه شریفه صدر الذکر ان سمع و البصر و الفواد کل اولئک کان عنه مسئولا هر کدام از ما مسئولیت سنگینی خواهیم داشت و از طرفی مدیران روزنامه محترم جام جم را دعوت به مجالس نقد کارشناسانه و محققانه اساتید حوزه و دانشگاه می نمایم.

توفیقات روزافزون همه خواهران و برادران ایمانی را از درگاه احدیت منان خواهانم.

والسلام علیکم و رحمه الله

دوم رمضان المبارک 1430

 

مقالات استاد محمد علي طاهري

گزيده

ورود اعضا / عضویت

آمار بازدیدکنندگان

559897630
امروز
دیروز
این هفته
هفته گذشته
این ماه
ماه قبل
مجموع
3919
9179
13098
10894276
95681
217212
559897630

Server Time: 2017-12-17 22:48:59

Google Translator

معرفی سایت به دوستان


Design BY ErfaneKeihani.tk